- Dec 8, 2023
- 715
بهمحض پایان حرفهایش بلند فریاد میکشد:
- نکات تموم شد، حالا زود صدتا شناتون رو میرید. وقتی هم تنبیهتون تموم شد که البته قرار نیست به این زودیها تموم بشه؛ اما وقتی تموم شد، همتون با نظم و ترتیب کامل سوار بالگرد میشید.
همگی همزمان و با صدای بلند و محکم پاسخ میدهیم:
- بله کاپیتان!
بهمحض پایان حرفمان، به تقلید از گرانر و نوچههایش که مدام زیر لب قُر میزنند، بدنم را روی زمین قرار میدهم. دستهایم را به اندازه عرض شانه باز میکنم و روی نوک انگشتان پاهایم قرار میگیرم. پاهایم را با سرعت جمع کرده و زانوهایم را طوری خم میکنم که زاویه نود درجه داشته و موازی با زمین باشند. سپس، در حالی که سرم را پایین انداختهام و نفسزنان سعی دارم کمرم را صاف نگه دارم، با سرعت و پشتسرهم به سمت زمین نزدیک میشوم و دوباره فاصله میگیرم.
در حین این کار، نیشزبانها و ناسزاهای کاپیتان را میشنوم که خطاب به ما و طوری که انگار قصد تهدید دارد، میگوید:
- زود باشید بیخاصیتها! همه زورتون همینه؟! دِ اون تنهای لشتون رو تکون بدید تا خودم دست به کار نشدم! جون بکنین!
ناگهان با برخورد نگاهش به راگرا که زیر لب مشغول ناسزاگویی است، بلند فریاد میکشد:
- نشنیدم! کسی جرئت کرده پشت سرم چیزی بگه؟! اگه تو دلتون حرفی دارین، بیاید جلوم بگید نه پشت سرم!
نگاهی به همگیمان میاندازد و خشمگینانه فریاد میزند:
- درست میگم احمقها؟!
- بله کاپیتان.
با صدایی تمسخرآمیز میگوید:
- خوبه! پس چون درست گفتم، بهجای صدتا شنا، دویستتا شنا میرید تا دیگه پشت سرم چرت و پرت نگید!
تعجب، ناباوری و خشم به چهره همگیمان چنگ میزند. آخر چه پدرکشتگی با ما دارد؟! انگار با یک شخص عقدهای طرف هستیم.
(نیم ساعت بعد)
درد شدیدی ماهیچههای پاها و دستهایم را میسوزاند و نفسهایم به شماره افتاده است. مانند گرانر و نوچههایش بهسختی میتوانم روی پاهایم بایستم یا نفسم را بیرون بدهم. ناگهان بهمحض پایان تنبیهمان، صدای جدی، سرد و خشن کاپیتان را میشنوم که میگوید:
- زودباشین بهدردنخورا! همگی به صف شید!
سریع و بیاتلاف وقت فرمانش را اجرا میکنیم. کاپیتان مقابلمان، پشت به ما و نزدیک به درِ ورود و خروج بالگرد نظامی میایستد و بلند فریاد میکشد:
- با نظم کامل، به طرف بالگرد!
بلند پاسخ میدهیم:
- بله کاپیتان!
در حالی که قدمهایمان را آرامآرام اما محکم روی زمین میکوبیم با نظم و ترتیب کامل، بیآنکه نگاهی به کاپیتان بیندازیم، به سمت بالگرد میرویم و سریع سوار آن میشویم.
- نکات تموم شد، حالا زود صدتا شناتون رو میرید. وقتی هم تنبیهتون تموم شد که البته قرار نیست به این زودیها تموم بشه؛ اما وقتی تموم شد، همتون با نظم و ترتیب کامل سوار بالگرد میشید.
همگی همزمان و با صدای بلند و محکم پاسخ میدهیم:
- بله کاپیتان!
بهمحض پایان حرفمان، به تقلید از گرانر و نوچههایش که مدام زیر لب قُر میزنند، بدنم را روی زمین قرار میدهم. دستهایم را به اندازه عرض شانه باز میکنم و روی نوک انگشتان پاهایم قرار میگیرم. پاهایم را با سرعت جمع کرده و زانوهایم را طوری خم میکنم که زاویه نود درجه داشته و موازی با زمین باشند. سپس، در حالی که سرم را پایین انداختهام و نفسزنان سعی دارم کمرم را صاف نگه دارم، با سرعت و پشتسرهم به سمت زمین نزدیک میشوم و دوباره فاصله میگیرم.
در حین این کار، نیشزبانها و ناسزاهای کاپیتان را میشنوم که خطاب به ما و طوری که انگار قصد تهدید دارد، میگوید:
- زود باشید بیخاصیتها! همه زورتون همینه؟! دِ اون تنهای لشتون رو تکون بدید تا خودم دست به کار نشدم! جون بکنین!
ناگهان با برخورد نگاهش به راگرا که زیر لب مشغول ناسزاگویی است، بلند فریاد میکشد:
- نشنیدم! کسی جرئت کرده پشت سرم چیزی بگه؟! اگه تو دلتون حرفی دارین، بیاید جلوم بگید نه پشت سرم!
نگاهی به همگیمان میاندازد و خشمگینانه فریاد میزند:
- درست میگم احمقها؟!
- بله کاپیتان.
با صدایی تمسخرآمیز میگوید:
- خوبه! پس چون درست گفتم، بهجای صدتا شنا، دویستتا شنا میرید تا دیگه پشت سرم چرت و پرت نگید!
تعجب، ناباوری و خشم به چهره همگیمان چنگ میزند. آخر چه پدرکشتگی با ما دارد؟! انگار با یک شخص عقدهای طرف هستیم.
(نیم ساعت بعد)
درد شدیدی ماهیچههای پاها و دستهایم را میسوزاند و نفسهایم به شماره افتاده است. مانند گرانر و نوچههایش بهسختی میتوانم روی پاهایم بایستم یا نفسم را بیرون بدهم. ناگهان بهمحض پایان تنبیهمان، صدای جدی، سرد و خشن کاپیتان را میشنوم که میگوید:
- زودباشین بهدردنخورا! همگی به صف شید!
سریع و بیاتلاف وقت فرمانش را اجرا میکنیم. کاپیتان مقابلمان، پشت به ما و نزدیک به درِ ورود و خروج بالگرد نظامی میایستد و بلند فریاد میکشد:
- با نظم کامل، به طرف بالگرد!
بلند پاسخ میدهیم:
- بله کاپیتان!
در حالی که قدمهایمان را آرامآرام اما محکم روی زمین میکوبیم با نظم و ترتیب کامل، بیآنکه نگاهی به کاپیتان بیندازیم، به سمت بالگرد میرویم و سریع سوار آن میشویم.
آخرین ویرایش توسط مدیر: