سلام دردانه ی عزیزمدلم آتیش گرفت واسه نهال چقدر مرگ دلخراشی داشت
اونقدر واسش گریه کردم
حتی واسه عشقش آلهی بگردم چقدرجنتلمن بود بااینکه وضع مالی نداشت ولی واقعا عاشق بود
کد077 عنوان: بازی احمقانه نویسنده: تینا فروغی ژانر: عاشقانه، اجتماعی، طنز ناظر: @مژگانمـ تگ: پسندیده خلاصه: داستانِ دو نفر… که هیچکدام برای آغاز آماده نبودند. دو مسیری که اتفاقی به هم میرسند و زمانی طولانی طول میکشد تا بفهمند آنچه میانشان جریان دارد نه تصادف است، نه عادت، نه بازی. روایتی از...
البته در نگاه اول که بله، کلیشه به نظر میرسه، اما وقتی تا آخر میخونیش و بهش عمیق فکر میکنی، میبینی واقعا متناسب با کلیات و پیرنگ اصلی هست.
پس کلیشهای میشه که به سمت نو بودن رفته و قتلی رو رقم زده که قاتل انجامش نداده پس دیگه کلیشه نیست و از حالت کلیشه مبرا میشه و اینش برام جذاب بود.
و بهترین عنوانی بود که میشد براش انتخاب کرد و هوشمندانه ست.

واکنشها[ی پسندها]: دردانه