رمان بازگشت دوباره
ژانر: روانشناسی، عاشقانه، اخلاق گرایی، پزشکی
نویسنده: حمیده جاهدین محمدی
زاویه دید: اول شخص
خلاصه:
قصه ما از یک راز شروع شده بود از رازی که به نام مصلحت، میان من و دوستانم میچرخید.... و از دایرهی ما بیرون نمیرفت... تا آرامشمان حفظ شود.
و من برای این راز، قصه ای ساخته بودم؛ چنان واقعی، که خودمان هم باورمان شده بود که حقیقت چیزی جز آنچه که ما گفتهایم، نیست.... همه چیز داشت خوب پیش میرفت؛ ما، قصه امان و زندگیمان و همه آنچه که تا آن لحظه، برایش تلاش کرده بودیم!... تا روزی که آن غریبه از راه رسید!.... ناشناسی که قرار نبود ببینیمش اما یک دیدار ناگهانی در بیمارستان، همه چیز را زیر و رو کرد!
و اگر... او همانی باشد که ما فکرش را میکنیم... دیگر آرامشی باقی نمیماند که بخواهم برایش قصه ای بگویم.