درحال تایپ دلنوشته قارا دومان | سونیا ريپر کاربر انجمن چری بوک

-نَــواژ

مترجم رمان
مترجم رمان
مورخ
هنرمند
Aug 14, 2025
323
به نام سکوتی که فریاد می‌زند
اثر: قارا دومان
به قلم: سونيا ريپر
ژانر: تراژدی، عاشقانه

دیباچه
در تار و پود شب، آنجا که سایه‌ها به رقص درمی‌آیند و اشک‌ها به ستاره بدل می‌شوند، داستانی نهفته است؛ از بادی که هرگز نوزید و شمعی که ناگهان خاموش شد. اینجا، کلمات به جای قدم‌ها، در پی ردپایی گم‌شده می‌دوند.

*قارا دومان: مه سیاه
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

معصومه بهرامی فرد

آوا پرداز
آوا پرداز
Jun 12, 2025
288
تاييد2.jpg
بسم تعالی

نویسندگان خوش قلم ضمن تشکر و سپاس از انتخاب چری بوک برای نشر آثارتان، موارد ذکر شده را با دقت مطالعه نمایید؛

|قوانین تالار ادبیات|

سپس پس از گذشت 15 پست از دلنوشته‌ی خود میتوانید در تاپیک زیر درخواست نقد دهید
|درخواست نقد آثار|

پس از نقد اثر شما توسط تیم نقد برای تعیین سطح آثار خود در تاپیک زیر درخواست تگ دهید
|درخواست تگ آثار|

بعد از نقد و تگ اثر خود ميتوانيد درخواست جلد بدهيد
|درخواست جلد آثار|

چنانچه تمایل به ضبط اثارتان دارید، در تاپیک زیر درخواست دهید .
دلنوشته ها بدون درخواست نويسنده هم ضبط خواهد شد

|درخواست ضبط آثار|

چنانچه تمایلی به ادامه دادن دلنوشته خود به هر دلیلی ندارید میتوانید در تاپیک زیر درخواست انتقال به متروکه دهید
|انتقال به متروکه/ بازگردانی|

و پس از اتمام خود باتوجه به قوانین در تاپیک زیر اتمام اثر خود را اعلام کنید

|اعلام اتمام آثار|

باتشکر
مدیر تالار ادبيات
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

-نَــواژ

مترجم رمان
مترجم رمان
مورخ
هنرمند
Aug 14, 2025
323
گؤزومدن آخان یاشلار، قارا گول‌لر کیمی چؤکدو یانا
دوداغیمدا قورویان نم، بیر خاطیره‌نین آخری‌دی.
سنسن، یارالی کؤنلومون سوسقون نغمه‌سی؛
سنسیزلیگ، جانیمی قورت کیمی یئییر، بی‌صدا.

اشک‌هایی که از چشمانم فرو ریختند، مثل گل‌های سیاه، بر زمین نشستند.

نم خشکیده بر لبانم، پایان یک خاطره بود.
تو هستی، نغمه‌ی خاموش قلب زخمی‌ام؛

نبودنت، جانم را مثل گرگی بی‌صدا می‌درد.
 

-نَــواژ

مترجم رمان
مترجم رمان
مورخ
هنرمند
Aug 14, 2025
323
هر گئجه، خیالیوا قاناد آچیرام،
ساچلارینین قارا یئلینه اوپوش گؤنده‌ریرم.
اؤزوم، گؤزلری آچوق بیر مرده‌یم؛
روحوم، سنین آدینلا نفس آلار،
دونیام، سنسیز، یئرینده زلزله‌دی.

هر شب، با خیال تو بال می‌گشایم،

ب*و*سه‌ای به بادِ موهای سیاهت می‌فرستم.
خودم، مرده‌ای با چشمان باز هستم؛
روحم با نام تو نفس می‌کشد
و دنیایم، بدون تو، در جای خود زلزله شده‌است.
 

-نَــواژ

مترجم رمان
مترجم رمان
مورخ
هنرمند
Aug 14, 2025
323
کؤنلومده یانان آتش، سنین آدینلا شعلالانیر.
دوداغیم، آدینی زمزمه ائدر گؤی‌لرده.
هر نفس، سنسیز، بیر اؤلوم‌دور؛
دردیم، درمان‌دان قاجان بیر یارادی.


در دلم آتشی می‌سوزد، که با نام تو شعله‌ور می‌شود.

لبانم، نامت را در آسمان‌ها زمزمه می‌کند.
هر نفسم، بدون تو، مرگی‌ست؛
و دردم، زخمی‌ست که از درمان گریخته است.
 

-نَــواژ

مترجم رمان
مترجم رمان
مورخ
هنرمند
Aug 14, 2025
323
سئسین، گئجه‌نین قارانلیغیندا بیر آیدینلیق‌دی.
سؤزلرین، یارالی یورکیمه مرهم، کیمی دوشور.
سنی دوشونن‌ده، گؤزلریم گؤی‌لره باغلانیر،
چونکی سن، منیم دوآلاریمین ایله‌سی‌سن.

صدایت، در تاریکی شب، روشنایی‌ست.

کلماتت، مثل مرهمی، بر قلب زخمی‌ام می‌افتند.
وقتی به تو فکر می‌کنم، چشمانم به آسمان گره می‌خورند،

چون تو، پاسخ دعاهای منی.
 

-نَــواژ

مترجم رمان
مترجم رمان
مورخ
هنرمند
Aug 14, 2025
323
سنی گؤرمک، بیر بهارین گلی کیمی‌دی،
آما سنسیز، گؤزومده گوللر سولور،
کؤنلومده بیر باغ وار،
آما سن اولمایان باغ، بیر صحرادی.

دیدن تو مثل گل بهاری‌ست،

اما بی‌تو، گل‌ها در چشمانم پژمرده‌اند.
در دلم باغی هست،
اما باغی که تو در آن نباشی، فقط یک بیابان است.
 

-نَــواژ

مترجم رمان
مترجم رمان
مورخ
هنرمند
Aug 14, 2025
323
سؤزوم، سنه یئتسه، گؤی‌لرده ییلدیزلار گولر،
چونکی سن، گؤی‌لرین آیدین نغمه‌سی‌سن.
سنسیز، گؤی‌لر دوز، ییلدیزلار سوسقون،
منیم گؤنلوم، سنین آدینلا یاشاییر، هر آن.

اگر حرفم به تو برسد، ستارگان در آسمان لبخند می‌زنند،

چون تو نغمه‌ی روشن آسمانی.
بی‌تو، آسمان بی‌مزه است، ستارگان خاموش‌اند،
و قلبم با نام تو در هر لحظه زندگی می‌کند.
 

-نَــواژ

مترجم رمان
مترجم رمان
مورخ
هنرمند
Aug 14, 2025
323
بیر باخیشین، جانیمی قوربان ائدر،
آما ایندی، غم، منی قورت کیمی یئییر.
هر گئجه، سنین اوچون گؤیچک بیر آغاج کیمی سولارام،
کاش، بیر آن، گؤزلرینله گؤروشمه‌یم اولار.

با یک نگاهت، جانم را قربانی می‌کردم،

اما حالا غم، مثل گرگی مرا می‌درد.
هر شب، برای تو مثل درختی زیبا پژمرده می‌شوم،
کاش فقط یک لحظه، چشمانت را می‌دیدم.
 

-نَــواژ

مترجم رمان
مترجم رمان
مورخ
هنرمند
Aug 14, 2025
323
سئوگی، بیر آتش‌دان پارچه‌یدی،
منیم کؤنلومده یاندی، خاک اولدو.
آغلا‌دی‌م، سوسقونلوقدا،
سنسیزلیگ، منی اوخو کیمی ووردو، بی‌رحم.

عشق، تکه‌ای از آتش بود،

در قلبم سوخت و خاکستر شد.
در سکوت گریستم،
نبودنت، مثل تیری بی‌رحم مرا زد.
 

چه کسانی از این موضوع بازدید کرده‌اند (در مجموع: 18) در 1000000 ساعت گذشته. «جزئیات دقیق بازدیدها»

Who is viewing this thread (Total: 1, Members: 0, Guests: 1)

Who has watch this thread (Total: 0) «جزئیات دقیق بازدیدها»

بالا