پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
رسيدن من و تو وصلت دو ديوار است
چقدر عشق دو مغرور مردم آزار است

اگر چه درد زياد است در دلم اما
نگفتن از تو برايم هنوز دشوار است

يگانه بودى و بسيار عاشقت بودم
ولى به چشم نمى آيد آنچه بسيار است

به خواب بى خبرى رفته ايم و در دلمان
هنوز هم كه هنوز است عشق بيدار است

اگرچه در دل من اشتياق ديدن توست
هميشه روى لب تو خدا نگهدار است
 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
من فکر میکنم،
من جزئی از غمم،
غم جزئی از من است

آری قبول کن
تکرار ما فقط
بیهوده بودن است…
 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
تحمل می‌کنم اندوه دنیایی خیالی را
تماشا می‌کنم نیم پر لیوان خالی را

چرا عاشق شدم؟ از خویشتن هر روز می‌پرسم
مدام این جمله‌ی بی‌معنیِ تلخِ سوالی را

دلیل کشف و شوق و ذوق و احساس و جنون در من
تو در من ساختی تشخیص و تلمیح و توالی را

تو از یک تکه سنگ سخت شاعر ساختی و‌‌ من
نشستم شعر کردم واژه های لاابالی را

تو بودی اوج مفهوم رسیدن در درون من
که من در حسرتت طی کرده بودم نونهالی را

از اینجا رد شدی حتما، اگر من اینچین مستم
اگر بو می‌کشم رد تو بر گل‌های قالی را…
 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
خدا شب را برای فکر کردن آفرید و من

تمام شب به زیبایی چشمت فکر می‌کردم...!
 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
نه آمدی که بمانی، نه رفتی از یادم
تو آرزوی منی آرزوی بر بادم

من از خدا گله‌ مندم فقط چرا نشنید؟
نه خواهشم نه دعایم نه بغض و فریادم

ندیدم این همه سال از تو شور شیرینم
به رغمِ تلخی خُلقت هنوز فرهادم

چرا به سیبِ فریبت دل از جهان نَکَنَم؟
که ارث برده‌ام این شیوه را من از آدم

خوشم که عشقِ تو رسوای شهر کرده مرا
غمت مباد اگر از چشم خلق افتادم

رسیده بی تو به من هر غمی خیالی نیست
همین که بی‌خبر از حال زارمی شادم

من از دو چشم سیاهت که بگذریم و نشد
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزادم...!
 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
خدا هر آنچه که با من کند ، سزای من است
اگر چه هم که بسوزاندم خدای من است

‌تو جزء خواستنی های نابجای منی
اگر به من نرسی مشکل از دعای من است

‌اگر که غم زده بر چهره ام ، خودم هستم
اگر به چشم تو شادم کسی به جای من است

به یاد خاطره های تو چای می نوشم
تمام تلخی دنیا، درون چای من است

‌میان این همه فریاد بی کسی تنها
سکوت واژه غمگین روزهای من است

سکوت ، عطر خیابان خیس ، تنهایی
بگو به فکر منی ، این هوا هوای من است
 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
دیوانه نبودی نه به اندازه کافی
هر شب ننشستی که خیالات ببافی

‌بی حدّی غم، شوق رسیدن به تو را برد
هرگز نشود اشک به دیدار ، تلافی !

‌بعد از تو نفهمید کسی حرف دلم را
من ماندم و یک سینه پر از حرف اضافی

‌من ماندم و یک حسرت و یک قصه ی کوتاه
من ماندم و یک خنده و یک گریه و یک آه

‌فرق است میان من و تو ساده بگویم
من بنده ی مضمونم و تو بند قوافی ...
 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
‌شبیه عطر تن او که بر لباسش هست
خودش كه نيست ولى دائما هراسش هست
َخودش که نیست ببیند به هر چه مینگرم
به روی‌ مردمک چشمم انعکاسش هست
نمی توانم از این عشق مرده دل بکنم
هنوز توى سرم عطر مست ياسش هست
هنوز می پرم از جا به زنگ هر تلفن
هنوز دلهره ى آخرين تماسش هست
دلم برای که تنگی؟ به این که دل تنگم
تو فكر مى كنى اصلا كسى حواسش هست؟ ‏
 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
چه باید کرد با چشمت که در تکرار این لذت
جدایی می‌شود افسوس و ماندن می‌شود عادت!

بیا عهدی كنیم امروز، روز اول دیدار
اگر رفتیم، بی‌برگشت؛ اگر ماندیم، بی‌منت

تو باید سهم من باشی اگر معیار، دل باشد
ولى دق داد تا دادت به من تقدیر بی‌دقت

َجوانی رفت و در آغوش تو من تازه فهمیدم
چه می‌گویند وقتى می‌كنند از زندگی صحبت!

خودت شاید نمی‌دانی چه كردی با دلم، اما
دل یک آدم سرسخت را بردی، خدا قوت!
 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
گاه گاهی با خودم نامهربانی می کنم
با خودم لج می کنم، با غم تبانی می کنم

می نشینم چای مینوشم کنار پنجره
بی کسی های خودم را دیدبانی می کنم
َ
آب میریزم به روی خاکِ گلدان های خشک
آبپاش ِ خانه را دارم روانی می کنم

چشم میدوزم به دستانی که در دست تو بود
خاطرات رفته ام را بازخوانی می کنم

بی‌نشانی رفتی و دلتنگ ماندم، چاره چیست؟
نامه ها را می نویسم بایگانی می کنم

آه، حالا که خودت اینجا کنارم نیستی
در کنار عکس تو شیرین زبانی می کنم..!
 

چه کسانی از این موضوع بازدید کرده‌اند (در مجموع: 1) در 1000000 ساعت گذشته. «جزئیات دقیق بازدیدها»

Who is viewing this thread (Total: 1, Members: 0, Guests: 1)

Who has watch this thread (Total: 0) «جزئیات دقیق بازدیدها»

بالا