نفس عمیقی کشید و گفت :
یاد بعضی آدما
هیچوقت تمومی نداره؛
با اینکه نیستن، با اینکه رفتن،
ولی هیچوقت خاطرهشون تموم نمیشه،
گفتم ولی همین که نیستش،
کم کم همه چی تموم میشه!
گفت: بودن بعضی از آدما
تازه از نبودنشون شروع میشه... .
به نام او... .
عنوان دلنوشته: پژواک.
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: عاشقانه-تراژدی
خلاصه:
در حوالی خوابهایم، میان انبوهی از سایههای گمشده، نام تو میپیچد؛
صدایی که از عمق چاههای فراموشی برمیخیزد و هربار که به دیوارهای قلبم میخورد،
خونی تازه از زخمهای کهنه میجوشد.
من، عاشقی سرگردان در کویر...
به نام او که قلم را با قلبم پیوند داد
نام اثر: وقتی او تلخ میشود
ژانر: عاشقانه
به قلم: تینا فروغی
مقدمه:
تو را به مانند طلوع خورشید در دقایق آخر تاریکی شب حس کرده بودم...
تو را مانند سو سو زدن برق شادی در چشمانی بغض آلود و غمناک و مزین به اشک، دیده بودم!
کفر نمیگویم ولی...
بعد از دیدنت در...
عنوان:مجموعه دلنوشته محروم از مهر
نويسنده:مهرسا چناری
ژانر: اجتماعی ، تراژدی
مقدمه:
در آن قلب سیاهم، میان دلهای بیرحمی که در وجودم درخشش میزنند، تنها تو حقیقت را میدانستی. تو، که نگاهت تنها پنجرهای به بهشت بود. تو میدانستی که در تهِ اعماق ژرفای دلم، کودکی کوچک از این همه قساوت میگریزد...
به نام او... .
عنوان: بانگِ سیسیفوس
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: تراژدی - فلسفی
مقدمه:
سیسیفوس محکوم بود سنگی را تا قله ببرد، تنها برای آنکه هربار فروغلتد و دوباره آغاز کند.
اما شاید تراژدی او نه در سنگ بود و نه در سقوط؛
تراژدی در این بود که هربار، میان امید و یأس، سکوت میکرد.
این نوشته، بانگ...
عنوان: تفاهت
نویسنده:شبنم بهرامی فرد
ژانر: تراژدی، اجتماعی، احساسی
مقدمه:
نقاهت، نه آغاز است و نه پایان. نه آن لحظهای که زخم میزند، نه آن روزی که فراموش میشود. نقاهت، مکثیست میان دو تپش؛ جایی که دل هنوز درد میکند، اما دیگر نمیسوزد. جایی که آدمی، با تمام خستگیاش، تصمیم میگیرد زنده بماند،...
عنوان: هِریدا(خار و گل)
دلنگار: ملینا نامور
ژانر: تراژدی، عاشقانه
مقدمه:
زیباییاش چشمم را گرفت؛ تا آنجایی که خارهای تیز وجودش را ندیدم!
من تمام عمر، محسور سرخی گل بودم! لطافت و بوی خوش!
نمیدانم خودم یا قلبم، اما ندیدیم!
خارهای تیز روی ساقه گل را ندیدیم و اجازه دادیم زخمی بزرگ، بر روی...
كد : 083
به نام نامی مادر!
دلنوشته: رقص نامرئی
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: عاشقانه، تراژدی
ناظر: @رجینا
مقدمه:
در هیاهوی روزمرگیها، جایی میان صدای زنگ ساعت، بوی نان تازه و اضطراب نرسیدنها… .
زنی هست که دیده نمیشود،
صدایش در غوغای دنیا گم میشود،
اما حضورش، مثل نبضی آرام، زندگی را جاری میکند...
عنوان: عزلت
دلنگار: مینا مرادی
ژانر: عاشقانه، تراژدی
مقدمه:
من در نبود تو به هیچ شباهت دارم.
دست از خود و خاطراتم شستهام؛
دلم اندکی سکوت، اندکی مرگ میخواهد.
سرزنشم نکن!
دُچارت شدن هم، عالَمی دارد.
عنوان: سرختر از سیاه
دلنگار: میم. هویار
ژانر: تراژدی
مقدمه:
من شنیدهام و یا شاید که دیدهام؛ گاه، سیاهی اقبال ما، از سرخی خون ماست و گاه، سرخی تقدیر ما، از سیاهی چشمهای ماست. چنان گویم که اگر روزی سیاهبخت گشتی، هرگز برای آن تقدیر نجنگ که سرختر از سیاه خواهد شد.
عنوان: چشمان اقیانوس
دلنگار: نگین قاسم پور
ژانر: تراژدی
مقدمه:
اقیانوسیترین دلها، چشمهای تکیده دارند.
مادامی که ماه در هالهای از غمِ چشمانش عذاب میکشد، دلهای مرده از قبر احساس برمیخیزند!
نگاهِ مردهاش در پیِ روشنایی، برای رهایی از وهم تاریکِ رویاهایش بود.
گلها، در اقیانوس چشمان اشکینش...
كد: 075
به نام او...
نام اثر: تاوان
نویسنده: مینا مرادی
ژانر: عاشقانه ـ تراژدی
ناظر: @Rigina
مقدمه:
دلی که شکست، مانند چینی بندزده میشود؛ اما
ترَکهایش در تهوتوهای قلبم به یادگار میماند.
آخرش را میسپارم به دست خدایی که خوب میداند،
کجا و چگونه تاوان بگیرد.
کد: 074
به نام او
نام اثر: به نام پدر
نام نویسنده: مائده یاری
ژانر: عاشقانه، تراژدی
ناظر: @ISO'
مقدمه:
یادت هست قبل از میلاد من، به نام من و برای من، قلم رقصانده بودی و از بیتابیهایت برای تولدم در گوش قلم نجوا سر داده بودی؟ نوشتههایی که سالها بعدتر به دستم رسیدند... .
حالا گمانم نوبت من...
کد: 073
به نام دادار مهربان
نام اثر: خسوف
نام نویسنده: ارغوان. میم
ژانر: عاشقانه، تراژدی، اجتماعی
ناظر: @Rigina
مقدمه:
از زمزمه دلتنگیم، از همهمه بیزاریم
نه طاقت خاموشی، نه تاب سخن داریم
آوار ِ پریشانی ست، رو سوی چه بگریزم ؟
هنگامه ی حیرانی ست، خود را به که بسپاریم ؟
تشویش ِ هزار «آیا»، وسواس...
عنوان: در وهله آویدا
دلنگار: آرام دوست حسینی
ژانر: عاشقانه
مقدمه:
در دل شبهای خاموش زمانی كه سكوت همهجا را در بر گرفته و سايهها در گوشههای تاريک پنهان شدهاند،
احساساتی درونم زنده ميشود که گويی باغ خيال مرا در وهلهی آويدا غل و زنجير كرده و محرك قمصور احساسات استتار شدهام است... .
عشق...
عنوان: رویای وارونه
دلنگار: موهوم
ژانر: عاشقانه
مقدمه:
گویا در دنیای من،
همهچیز وارونه است!
هرچهقدر بیشتر تلاش میکنم تا به کسی یا چیزی که میخواهم برسم، از آن دورتر میشوم؛ شبیه به یک سراب.
و من... .
و من چهقدر دوست داشتم به تو برسم.
عنوان: بازمانده
دلنگار: بریوان فام
ژانر: تراژدی
مقدمه:
گفتمش، التماسش کردم ولی فایده نداشت شب؛ آسمان، خاطرات را شست؛ دارم برایشان گور میکنم تا گورشان کنم، در این پستوی تاریک، گورستانی در سرم است که مدفون خاطرات است.