عنوان: هِریدا(خار و گل)
دلنگار: ملینا نامور
ژانر: تراژدی، عاشقانه
مقدمه:
زیباییاش چشمم را گرفت؛ تا آنجایی که خارهای تیز وجودش را ندیدم!
من تمام عمر، محسور سرخی گل بودم! لطافت و بوی خوش!
نمیدانم خودم یا قلبم، اما ندیدیم!
خارهای تیز روی ساقه گل را ندیدیم و اجازه دادیم زخمی بزرگ، بر روی دستانمان یادگاری بگذارد؛
فقط به امید اینکه شایدخار، زمانی گل بدهد!