سلام :)
شرمنده دیر شد آخه به کل یادم رفته بود
درمورد رمانت نقد خاصی نیست چون من ذاتا منتقد نیستم و کار سختی هم هست منتها یه چند مورد تو ذوق میزد چون ایده تمیز بود و کار خیلی قشنگ و ساده جلو میرفت
یک موضوع اینقدر صمیمی و قشنگ و خوب و پاک و منزه بودن پادشاه و افراد قلیل مورد اعتمادشه خب شاید بگی بیخود نیست که افراد مورد اعتماد پادشاهن؛ ولی نه دیگه در این حد شبیه همدیگه. مثلا تنها مورد متفاوت یکممممممم اون فرمانده جوونه. که اونم ناراحت نشیا جدی بودنش داره سمت کلیشه میره. ای کاش جدی و خشن و سرد بودنش خاص و متمایز باشه طوری که تو ذهن خواننده قشنگ نقش ببنده. در ادامه بفیهشون هم بگم مثلا پادشاه و ملکه تقریبا انکار سیبیان که از وسط نصف شدن البته تا به اینجای کار. شاید در آینده بخوای تفاوتهایی براشون قرار بدی ولی دونهاشو باید الان بکاری.
نکته بعدی پادشاهه؛ پادشاه بیشتر شبیه به پدر خیر مهربون معصوم از همه جا بیخبره، تا یه پادشاه. پادشاه باید یه اقتداری، یه سری اخلاق به خصوصی داشته باشه که بگن بعله این یه پادشاهه.
بقیه موارد عالی بود البته گفتم زیادهروی نکنم تو بررسی جزئیات و اینا چون بهم اجازه کوچیکی داده بودی برا نقد😅 نقد نگیم، نظر!
همون طور که گفتی باید با رمانت مثل بچهات رفتار کنیم، باید بگم که ما میتونیم بگیم عه پسر شماست خیلی بزرگ شده؛ عه پسرم دکمهاتو نبستی😂