سلام دردانه جان داستانت خوبه ولی یه چیزی جاش خیلی کمه جای خالی حیوانات اهلی دیده میشه.
از اونجایی که توی یکی از روستاهای حوالی تبریز آبگرم و جای توریستی هست هر وقت بریم اونجا نزدیک بیشتر روستاها گله های گوسفند و بزغاله دیده میشه.
سگ های روستا اکثراً وحشی ان ماشین از جلو در رد بشه تا چند متر دنبالش میکنند هیچ وقت توی روستا نباید تنها قدم بزنی جلو در هر خونه یه هاپو نازی هست ناز بودنش برا صاحابشه برا غریبه یه جونور وحشیه
اواخر تابستان و تا اواسط پاییز جیرجیرک ها توی منطقه ما تعدادش به اوج میرسه دم غروب بخوای بری جایی اوایل خوشت میاد بعدها سردرد میگیری.
خیابون و کوچه پس کوچه ها هم گاها چند گروه مرغ و خروس و غاز اردک دیده میشه.
از اونجایی که توی یکی از روستاهای حوالی تبریز آبگرم و جای توریستی هست هر وقت بریم اونجا نزدیک بیشتر روستاها گله های گوسفند و بزغاله دیده میشه.
سگ های روستا اکثراً وحشی ان ماشین از جلو در رد بشه تا چند متر دنبالش میکنند هیچ وقت توی روستا نباید تنها قدم بزنی جلو در هر خونه یه هاپو نازی هست ناز بودنش برا صاحابشه برا غریبه یه جونور وحشیه
اواخر تابستان و تا اواسط پاییز جیرجیرک ها توی منطقه ما تعدادش به اوج میرسه دم غروب بخوای بری جایی اوایل خوشت میاد بعدها سردرد میگیری.
خیابون و کوچه پس کوچه ها هم گاها چند گروه مرغ و خروس و غاز اردک دیده میشه.
لطف دارید

واکنشها[ی پسندها]: کیمیاگر نیمهفنری