"آدما وقتی به گنج برسن ازش رد میشن؛ چون به گنج اعتقاد ندارن!" ما هم یه وقتا از کنار بهترین آدمهای زندگیمون به سادگی رد میشیم. چون فکر میکنیم بقیه قراره از اون بهتر باشن.
به نام خداوندی ک در قلبم خانه نهاد نام نویسنده:معصومه بهرامی فرد ژانر:ترسناک،جنایی مقدمه در دل شمال اروپا، جایی که مه هرگز از خیابانها کنار نمیرود و سکوت شبها سنگینتر از مرگ است، شهری به نام گریهالو نفس میکشد؛ شهری که گذشتهاش را در زیر لایهای از...
حاجت به اشارات و زبان نیست، مترسک
پیداست که در جسم تو جان نیست، مترسک
با باد به رقص آمده پیراهنت اما
در عمق وجودت هیجان نیست، مترسک
شب پای زمینی و زمین سفرهٔ خالی ست
این بی هنری، نام و نشان نیست، مترسک
تا صبح در این مزرعه تاراج ملخ بود
چشمان تو حتی نگران نیست، مترسک
پیش از تو و بعد از تو زمان سطر بلندی ست
پایان تو پایان جهان نیست، مترسک
این مزرعه آلوده کفتار و کلاغ است
بیدار شو از خواب زمان نیست، مترسک

واکنشها[ی پسندها]: پناه