می دانی
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!
«حسین پناهی»
یک وقت هایی باید
روی یک تکه کاغذ بنویسی
تـعطیــل است
و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت
باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال ســوت بزنی
در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که
پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویـی
بگذار منتـظـر بمانند !!!
«حسین پناهی»

شاید ۴بار خوندمش. چیز خاصی ندارهها، اما جزییاتی که توجه میکنه بهش. کاهلیهایی که نسبت به خودش داره و بیتوجهیهایی که میبینه و جملاتی که در عین سادگی و روان بودن،میتونه چند روز ذهنت رو درگیر کنه. وقتی رو که برای بقیه گذاشته اما خودش در پستوهای ذهن بقیه گم شده برام جذابه.

واکنشها[ی پسندها]: رهای انجمن