تو جانانِ رسول الله و موعودِ خداوندی
که زخمِ کهنه دل را به یک لبخند می بندی
عدالتخواهی از نسلِ امیرالمؤمنینی تو
عدالت گسترِ هفت آسمان ها و زمینی تو
امیدِ آخرِ مستضعفان و سائلان هستی
تو پشتیبانِ گرمِ مردمانِ بی زبان هستی
زمانی که انا المَهدی به لب آهسته می آیی
شبیه نیمه ماهی که خو کرده به زیبایی
بیا تَر کن لب خشکیده امواج دریا را
بیا پُر کن دو دستِ خالی و محتاج دنیا را
بیا و با نفس هایت دو عالم را بهاری کن
بیا و جای اجداد غریبت شهریاری کن
بیا آقا ببین دلشوره های عاشقانت را
دخیل زائران در جای جایِ جمکرانت را
بیا از بامِ کعبه خطبه کن شرح قیام ات را
بیا که مادرت در بینِ کوچه برده نامت را
بیا که عمه جانت از صمیمِ دل دعا کرده
تو را مضطر میانِ خیلِ نامحرم صدا کرده
بیا ای منتقم، خون حسینت بر زمین مانده
بیا که سر به روی نیزه و پیکر زمین مانده
میلاد فریدنیا
دلارام واست تولد گرفت خودم کیک تولدت رو خوردم. خخخخخ هاهاهاها

واکنشها[ی پسندها]: سایه مولوی