هوا که سرد شد، کتش را داد درحالی که من منتظر تنش بودم که گرمم کند... .
خانمِ فام. خانمِ نویسنده نویسنده کتاب نویسنده فعال مقامدار بازنشسته Aug 4, 2023 686 Jan 13, 2025 #21 هوا که سرد شد، کتش را داد درحالی که من منتظر تنش بودم که گرمم کند... .
خانمِ فام. خانمِ نویسنده نویسنده کتاب نویسنده فعال مقامدار بازنشسته Aug 4, 2023 686 Jan 18, 2025 #22 تو که بودی کمتر میترسیدم.
خانمِ فام. خانمِ نویسنده نویسنده کتاب نویسنده فعال مقامدار بازنشسته Aug 4, 2023 686 Jan 22, 2025 #23 خب چیکار کنم که او زیباتر از من است؟
خانمِ فام. خانمِ نویسنده نویسنده کتاب نویسنده فعال مقامدار بازنشسته Aug 4, 2023 686 Jan 29, 2025 #24 میخوای چهکار کنی؟ یقهش و بگیری بچسبونیش به دیوار بگی دوستم داشته باش؟! نداره دیگه.
خانمِ فام. خانمِ نویسنده نویسنده کتاب نویسنده فعال مقامدار بازنشسته Aug 4, 2023 686 Jan 31, 2025 #25 من پیش از موسی، آواره، من پیش از عیسی، مصلوب، من پیش از قریش، زندهبهگورم کردهاند. و من پیش از حسین، سرم را بُریدهاند.
من پیش از موسی، آواره، من پیش از عیسی، مصلوب، من پیش از قریش، زندهبهگورم کردهاند. و من پیش از حسین، سرم را بُریدهاند.
خانمِ فام. خانمِ نویسنده نویسنده کتاب نویسنده فعال مقامدار بازنشسته Aug 4, 2023 686 Feb 4, 2025 #26 "برای تو، برای چشمهایت برای من، برای دردهایم برای ما، برای این همه تنهایی ای کاش خدا کاری کند..."
"برای تو، برای چشمهایت برای من، برای دردهایم برای ما، برای این همه تنهایی ای کاش خدا کاری کند..."
خانمِ فام. خانمِ نویسنده نویسنده کتاب نویسنده فعال مقامدار بازنشسته Aug 4, 2023 686 Feb 6, 2025 #27 من هنوز تو رو دوست دارم، تو هنوز اون رو دوست داری و اون هم هنوز به یاد توعه... . و باید بگم، آره تو بُردی!
من هنوز تو رو دوست دارم، تو هنوز اون رو دوست داری و اون هم هنوز به یاد توعه... . و باید بگم، آره تو بُردی!
خانمِ فام. خانمِ نویسنده نویسنده کتاب نویسنده فعال مقامدار بازنشسته Aug 4, 2023 686 Feb 13, 2025 #28 بسوزد پدر عشق، که در آمد پدرم.
خانمِ فام. خانمِ نویسنده نویسنده کتاب نویسنده فعال مقامدار بازنشسته Aug 4, 2023 686 Feb 22, 2025 #29
خانمِ فام. خانمِ نویسنده نویسنده کتاب نویسنده فعال مقامدار بازنشسته Aug 4, 2023 686 Mar 11, 2025 #30 تو هم دوستم داشتی؟ فقط شاید گاهی؟ - فقط؛ شاید، کمی، گاهی!