نقد کاربران نقد کاربران رمان بازی احمقانه به قلم تینا فروغی

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
کاربران عزیز تقاضا میشود قبل از فعالیت به قوانین نقد کاربران توجه کنید.
قوانین نقد کاربران | کلیک کنید

عنوان: بازی احمقانه
نویسنده: @tina_for.81
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، طنز

خلاصه:
ترس و خشم و اندوه به جان او رخنه کرده بود، اویی که هیچگاه پا پس نمی‌کشد، کم نمی‌آورد و لبخند را از چهره‌اش پاک نمی‌کرد چه بر سر روزش آمده بود؟! دختری که همچون آینه‌ای از هم گستته، خرد شده بود و به اندازه‌ی تیزی همان تکه های شکسته‌، همانند شفافیت‌ بلورین قطعات کوچک، هنوز قلب پاکی داشت.
ایا کسی بود که درون تکه‌های شیره وجودش را بنگرد تا ببیند او چه از سر گذرانده و می‌گذراند؟
لینک:
 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
سلام تینا جان.
وقتت بخیر.
اگه بخوام دقیق‌ نگاه کنم، سیر داستان تا اینجا منطقی پیش میره و اتفاقات الکی پشت‌سرهم نمی‌افتن، که این خیلی خوبه. قصه عجله نداره و اجازه میده خواننده کم‌کم وارد فضای ذهنی شخصیت‌ها بشه. فقط یه جاهایی حس میشه بعضی اتفاقات می‌تونن پررنگ‌تر یا دارای نقطه‌ اوج مشخص‌تر باشن؛ یعنی گاهی اتفاق مهم می‌افته ولی سریع رد میشی ازش، در حالی که همون صحنه ظرفیت درگیری احساسی بیشتری داره.
پیرنگ کلی داستان خوب چیده شده، مخصوصاً کشمکش درونی شخصیت اصلی که عملاً موتور حرکتی داستانه. ولی اگه تضاد بیرونی (مثلاً یک آدم یا موقعیت ثابت که مدام جلوی شخصیت اصلی وایسه) واضح‌تر بشه، داستان کشش بیشتری پیدا می‌کنه و خواننده منتظر ادامه می‌مونه.
مونولوگ‌های درونی قوی‌ان و حس شخصیت رو خوب منتقل می‌کنن، ولی تعدادشون بعضی جاها زیاده. گاهی حس می‌کنی شخصیت بیشتر داره تو ذهنش زندگی می‌کنه تا تو داستان. اگه بخشی از این مونولوگ‌ها تبدیل به کنش یا دیالوگ بشن، ریتم داستان خیلی بهتر میشه.
دیالوگ‌ها نقطه‌ قوت کارن. طبیعی‌ان، شبیه حرف زدن آدمای واقعی‌ان و نقش پیش‌برنده دارن، نه فقط پرکننده‌ی صفحه. فقط پیشنهاد می‌کنم بعضی دیالوگ‌های احساسی خیلی مستقیم گفته نشن؛ یه کم غیرمستقیم‌تر بودنشون می‌تونه تاثیرگذارتر باشه.
در کل، «بازی احمقانه» داستانیه که پایه‌ی محکمی داره، شخصیت‌هاش ظرفیت رشد دارن و با یه مقدار تمرکز بیشتر روی اوج‌ها، تعادل مونولوگ و کنش، و پررنگ‌تر کردن تضادها، می‌تونه خیلی تاثیرگذارتر بشه.
منتظر ادامه رمانت هستم گلم.
موفق باشی.🌹
 

tina_for.81

مدیر تالار موسیقی
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
صفحه آرا
کتابخوان
نویسنده فعال
Jul 19, 2025
214
سلام تینا جان.
وقتت بخیر.
اگه بخوام دقیق‌ نگاه کنم، سیر داستان تا اینجا منطقی پیش میره و اتفاقات الکی پشت‌سرهم نمی‌افتن، که این خیلی خوبه. قصه عجله نداره و اجازه میده خواننده کم‌کم وارد فضای ذهنی شخصیت‌ها بشه. فقط یه جاهایی حس میشه بعضی اتفاقات می‌تونن پررنگ‌تر یا دارای نقطه‌ اوج مشخص‌تر باشن؛ یعنی گاهی اتفاق مهم می‌افته ولی سریع رد میشی ازش، در حالی که همون صحنه ظرفیت درگیری احساسی بیشتری داره.
پیرنگ کلی داستان خوب چیده شده، مخصوصاً کشمکش درونی شخصیت اصلی که عملاً موتور حرکتی داستانه. ولی اگه تضاد بیرونی (مثلاً یک آدم یا موقعیت ثابت که مدام جلوی شخصیت اصلی وایسه) واضح‌تر بشه، داستان کشش بیشتری پیدا می‌کنه و خواننده منتظر ادامه می‌مونه.
مونولوگ‌های درونی قوی‌ان و حس شخصیت رو خوب منتقل می‌کنن، ولی تعدادشون بعضی جاها زیاده. گاهی حس می‌کنی شخصیت بیشتر داره تو ذهنش زندگی می‌کنه تا تو داستان. اگه بخشی از این مونولوگ‌ها تبدیل به کنش یا دیالوگ بشن، ریتم داستان خیلی بهتر میشه.
دیالوگ‌ها نقطه‌ قوت کارن. طبیعی‌ان، شبیه حرف زدن آدمای واقعی‌ان و نقش پیش‌برنده دارن، نه فقط پرکننده‌ی صفحه. فقط پیشنهاد می‌کنم بعضی دیالوگ‌های احساسی خیلی مستقیم گفته نشن؛ یه کم غیرمستقیم‌تر بودنشون می‌تونه تاثیرگذارتر باشه.
در کل، «بازی احمقانه» داستانیه که پایه‌ی محکمی داره، شخصیت‌هاش ظرفیت رشد دارن و با یه مقدار تمرکز بیشتر روی اوج‌ها، تعادل مونولوگ و کنش، و پررنگ‌تر کردن تضادها، می‌تونه خیلی تاثیرگذارتر بشه.
منتظر ادامه رمانت هستم گلم.
موفق باشی.🌹
مرسی عزیزم 🌹
ممنونم از این همه دقت و وقتی که گذاشتی💙💙💫
 
  • قلب
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه

Nini Leen

کاربر فعال تالار
کاربر فعال تالار
Nov 17, 2025
12
سلام تینا جان :>
از خوندن رمانت لذت بردم، از چیزی که خیلی خوشم اومد، اون بالانسِ بینِ موضوعات بود، نه خیلی موضوعات کمرنگ بودن که نشون داده نشن و نه خیلی پررنگ که کل محور داستان پوشیده بشه.
یک روند منطقی پیش رفته و همه چیز به جا بوده، تنها چیزی که من رو اذیت می‌کرد این بود که رمان گاهی عامیانه نویسی داشت و گاهی ادبی، که به نظرم یا یک دست باید عامیانه می‌بود و یا یک دست ادبی نوشته میشد.
قلمت مانا و خسته نباشی 3>
 
  • گل
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه

tina_for.81

مدیر تالار موسیقی
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
صفحه آرا
کتابخوان
نویسنده فعال
Jul 19, 2025
214
سلام تینا جان :>
از خوندن رمانت لذت بردم، از چیزی که خیلی خوشم اومد، اون بالانسِ بینِ موضوعات بود، نه خیلی موضوعات کمرنگ بودن که نشون داده نشن و نه خیلی پررنگ که کل محور داستان پوشیده بشه.
یک روند منطقی پیش رفته و همه چیز به جا بوده، تنها چیزی که من رو اذیت می‌کرد این بود که رمان گاهی عامیانه نویسی داشت و گاهی ادبی، که به نظرم یا یک دست باید عامیانه می‌بود و یا یک دست ادبی نوشته میشد.
قلمت مانا و خسته نباشی 3>
مرسی وقت گذاشتی عزیزم
 

امیراحمد

نویسنده رسمی انجمن
مترجم رمان
کتابخوان
نویسنده کتاب
نویسنده فعال
Dec 8, 2023
715
درود.
سیر داستان منطقیه. اتفاقات منطقی هست و الکی پشت‌سرهم نیست. عجله توی داستان نیست.
پیرنگ کلی داستان به خوبی نوشته شده، داستان کشش بالایی داره و خواننده منتظر ادامه داستانه.
نقد خاصی نیست، منتظر ادامه اثر هستم.
 

tina_for.81

مدیر تالار موسیقی
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
صفحه آرا
کتابخوان
نویسنده فعال
Jul 19, 2025
214
درود.
سیر داستان منطقیه. اتفاقات منطقی هست و الکی پشت‌سرهم نیست. عجله توی داستان نیست.
پیرنگ کلی داستان به خوبی نوشته شده، داستان کشش بالایی داره و خواننده منتظر ادامه داستانه.
نقد خاصی نیست، منتظر ادامه اثر هستم.
ممنون از وقتی که گذاشتید 🙏🏻
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه

Who is viewing this thread (Total: 1, Members: 0, Guests: 1)

Who has watch this thread (Total: 0) «جزئیات دقیق بازدیدها»

بالا