تو را در دلِ پرندگان دیدم، پروازی بیجهت.
هر بال، تمنای تو بود، در آسمانِ بیمرز.
تو را در دلِ برگها نوشتم، با جوهرِ سبزِ انتظار.
با هر نسیم، تو را به دلِ خاک رساندم.
تو را در دلِ فصلها پنهان کردم، تا همیشه باشی.
تو را در دلِ آتش دیدم، سوزی بیدود.
هر شعله، نوری از تو داشت، بیفریاد و بینام.
تو را در دلِ خاکستر یافتم، زندهتر از جان.
با هر سوختن، تو را به روشنی رساندم.
تو را در دلِ فنا، به بقا رساندم.
تو را در دلِ شبنم دیدم، لطافتی از حضور.
هر قطره، آینهای بود از تو، بیتصویر و بیمرز.
تو را در دلِ گلها بوییدم، عطری از غیبت.
با هر شکفتن، تو را به جهان بخشیدم.
تو را در دلِ خاموشی، به فریاد رساندم.
تو را در دلِ زمان گم کردم، و در بیزمانی یافتم.
هر لحظه، قابی از تو بود، بینقاش و بیرنگ.
تو را در دلِ ساعتها دفن کردم، تا ظهورت بیوقت باشد.
با هر تیک، تو را به تپش رساندم.
تو را در دلِ دیر، به زود رساندم.
تو را در دلِ کتابها خواندم، بیحرف و بیصدا.
هر صفحه، قصهای از تو داشت، بیپایان و بیآغاز.
تو را در دلِ واژهها نوشتم، تا فراموش نشوی.
با هر جمله، تو را به دلها رساندم.
تو را در دلِ سکوت، به فریاد رساندم.
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمیتوان پاسخ جدیدی فرستاد.
چه کسانی از این موضوع بازدید کردهاند (در مجموع: 13) در
1000000 ساعت گذشته.
«جزئیات دقیق بازدیدها»
Who is viewing this thread (Total: 1, Members: 0, Guests: 1)