دیالوگ نویسی دفتر دیالوگ‌نویسی emily | انجمن چری بوک

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

هویار

مدیر بازنشسته کانون نویسندگان + رادیو باستان
مقامدار بازنشسته
Nov 16, 2024
737
بسم الله الرحمن الرحیم
4E95D365-262C-4F44-BD0A-05C7A1C8F275.jpeg

كاربر عزيز @emily از حضور و همراهی شما در این طرح، سپاسگزاریم.
مشاور شما : @هویار
مشاور شما با دقت به بررسی و نقد ديالوگ هاي شما خواهند پرداخت. با ارائه تمرین‌های ویژه دیالوگ‌نویسی، اشکالات و نکات ظریف را نشان داده و راهنمایی‌هایی برای ارتقا و بهبود اثر ارائه میدهند.

حداقل سه دوره تمرین و نقد صورت مي‌گیرد تا شکاف‌های دیالوگ‌نویسی شما به طور کامل شناسایی و رفع گردد.
در این تاپیک تنها نویسنده و مشاور امکان ارسال پست دارند و هرگونه تخلف اخلاقی با جدیت دنبال و رسیدگی می‌شود.
اگر شما هم خواستار ایجاد دفتر ديالوگ‌نويسي در کنار این راه هستید، میتوانید از طریق لینک مربوطه اقدام نمایید.
کلیک کنید
 

هویار

مدیر بازنشسته کانون نویسندگان + رادیو باستان
مقامدار بازنشسته
Nov 16, 2024
737
درود دوست عزیز
بنده مشاور شما هستم
طبق قوانین معین اولین چالش شما بدین گونه است:

مردی به نام کریستین با همسرش خانم الیزابت بر سر گم شدن نامه‌هایی که برای آقای کریستین از طرف شرکت آمده بود بحث می‌کنند و آقای کریستین همسرش را متهم به دزدی می‌کند چرا که خانم الیزابت معتاد به هروئین است و آقای کریستین هیچ کاری را از او بعید نمی‌‌داند؛ این درحالی‌ست که خانم الیزابت کاملا بی‌گناه است و فقط به خاطر نوشیدن الکل به یاد نمی‌آورد که چه بلایی سر نامه‌‌های همسرش که دیروز رسیده، آمده است‌.
در ادامه شما موظفید ده دیالوگ برای خانم الیزابت و ده دیالوگ برای آقای کریستین بنویسید بدون آن‌که از مونولوگ استفاده کنید، طوری که منجر به تبرئه شدن خانم الیزابت شود:
- هی الی، نامه‌های منو ندیدی؟ دیروز روی میز کارم بود اما حالا نیست. تو که برنداشتی؟
- من دیروز اون‌قدر مست بودم که هیچی یادم نمیاد.
...
 
آخرین ویرایش:

emily

منتقد ادبی
منتقد کیفی
Jan 26, 2025
218
- مست! فکر کردی هر کاری کنی رو می‌تونی با این مست بودن توجیه کنی؟
- منظورت چیه؟
- منظورم همینیه که گفتم! اگه مست بودی، یعنی هر کاری ازت برمیاد و اگه نبودی، پس چرا دروغ میگی؟
- باور کن من برشون نداشتم. می‌خوای بریم کلیسا قسم بخورم؟
- لازم نکرده! فکر نکن با گریه کردن بی‌گناه به نظر میای!
- اشتباه می‌کنی کریس.
- اونجوری صدام نکن! چجوری روت میشه تو صورتم نگاه کنی؟
- تو چجوری روت میشه تو صورت من نگاه کنی و چنین تهمتی بهم بزنی؟
- تهمت! از تو همه کار برمیاد.
- شاید من آدم پستی شده باشم؛ اما دزد نیستم.
- وانمود نکن این دوتا خیلی با هم فرق دارن.
- فقط آدمای خیلی پست می‌تونن دزد باشن. من هنوز تا اون حد پست نشدم.
- حالا هرچی! اگه راست میگی، من کشوهای میز آرایشت رو می‌گردم و تو حرفی نمی‌زنی.
- باشه. صبر کن، التماست می کنم کاری به یادداشت‌هام نداشته باش.
- این رو میگی تا اگر نامه‌ای دیدم، بهم بگی یادداشت شخصیه؟
- نه، نه به خدا!
- چیزی نمی‌بینم.
- دیدی؟ دیدی الکی تهمت زده بودی؟
- شاید حق با تو باشه.
 

هویار

مدیر بازنشسته کانون نویسندگان + رادیو باستان
مقامدار بازنشسته
Nov 16, 2024
737
- مست! فکر کردی هر کاری کنی رو می‌تونی با این مست بودن توجیه کنی؟
- منظورت چیه؟
- منظورم همینیه که گفتم! اگه مست بودی، یعنی هر کاری ازت برمیاد و اگه نبودی، پس چرا دروغ میگی؟
- باور کن من برشون نداشتم. می‌خوای بریم کلیسا قسم بخورم؟
- لازم نکرده! فکر نکن با گریه کردن بی‌گناه به نظر میای!
- اشتباه می‌کنی کریس.
- اونجوری صدام نکن! چجوری روت میشه تو صورتم نگاه کنی؟
- تو چجوری روت میشه تو صورت من نگاه کنی و چنین تهمتی بهم بزنی؟
- تهمت! از تو همه کار برمیاد.
- شاید من آدم پستی شده باشم؛ اما دزد نیستم.
- وانمود نکن این دوتا خیلی با هم فرق دارن.
- فقط آدمای خیلی پست می‌تونن دزد باشن. من هنوز تا اون حد پست نشدم.
- حالا هرچی! اگه راست میگی، من کشوهای میز آرایشت رو می‌گردم و تو حرفی نمی‌زنی.
- باشه. صبر کن، التماست می کنم کاری به یادداشت‌هام نداشته باش.
- این رو میگی تا اگر نامه‌ای دیدم، بهم بگی یادداشت شخصیه؟
- نه، نه به خدا!
- چیزی نمی‌بینم.
- دیدی؟ دیدی الکی تهمت زده بودی؟
- شاید حق با تو باشه.
درود؛ در ابتدا بابت ارسال به موقع تکلیف از شما تشکر می‌کنم.
چند نکته‌ی ابتدایی رو اول با هم مرور کنیم:
۱. این دو شخص زن و شوهر هستن، پس باید یه صمیمیتی بین‌شون باشه و همچنین احترام و شناخت متقابل.
۲. از اونجایی که الیزابت معتاده، ما میتونیم گاهی شاهد برخی جواب‌های ضد و نقیض از اون باشیم.
۳. ما معمولا بین عوام شاهد مکالمه سر شخصیت، مفهوم و دلیل و برهان نیستیم مگر اینکه دو شخص مدنظر صاحب شخصیت بالا و تحصیلات عالیه باشن. پس حدالامکان از بحث‌هایی که باعث میشه شخص به دلایل روانی و اخلاقی فکر کنه پرهیز می‌کنیم؛ مگر اینکه دیالوگ طوری بیان بشه که هم سادگی و عوام‌پسند بودن خودش رو حفظ کنه و هم تلنگری برای طرف مقابل باشه.
۴. نیاز نیست کریستین در همون وهله اول اعلام کنه که به الیزابت شک داره. معمولا بهتره ابتدا با حرف‌های غیرمستقیم بی‌اعتمادی‌ش رو نشون بده و بعد در انتها رک بیان کنه که چی در ذهنش میگذره.
خب حالا بریم سراغ دیالوگ‌های شما:
- مست! فکر کردی هر کاری کنی رو می‌تونی با این مست بودن توجیه کنی؟
هر کاری کنی رو- این قسمت یکم تپق بیانی داره. معمولا افراد موقع صحبت چنین تپقی ندارن.
فکر کردی میتونی همه کارات رو با مستی توجیه کنی؟
البته این رو هم مدنظر قرار بدیم که در اوایل گفت و گو که چندان بحث بالا نگرفته نیاز به این واکنش تند نیست.

- منظورت چیه؟
یکم کلیشه محسوب میشه به عنوان یه دیالوگ؛ مثلا میتونست الیزابت چون یک فرد معتاده این‌طور پاسخ بده: کاری نکردم که حتی بخوام توجیه‌‌اش کنم. میتونی موقع گشتن عینک بزنی کریس.
- منظورم همینیه که گفتم! اگه مست بودی، یعنی هر کاری ازت برمیاد و اگه نبودی، پس چرا دروغ میگی؟
نباید همین اول کار شبهه‌ی کریس شلیک بشه سمت الیزابت مگر اینکه بحث به اوج برسه.
- باور کن من برشون نداشتم. می‌خوای بریم کلیسا قسم بخورم؟
میخوای بریم کلیسا قسم بخورم- یکم نامعموله مثل این میمونه که در ایران بگی: میخوای بریم مسجد پیش امام جمعه قسم بخورم که من برشون نداشتم.
اینطور ذکر بشه بهتره: قسم می‌خورم که من برنداشتم.

- لازم نکرده! فکر نکن با گریه کردن بی‌گناه به نظر میای!
این‌همه بی‌رحم بودن مخصوصا وقتی که مکالمه با ملایمت شروع شده زیادیه. ابتدای مکالمه رو نگاه کنید؛ کریستین میگه هی الی نامه‌های منو ندیدی؟
بهتره اینطور نگه چون الیزابت همسرش هم هست نه فقط یک هم‌خونه.

- اشتباه می‌کنی کریس.
- اونجوری صدام نکن! چجوری روت میشه تو صورتم نگاه کنی؟
- تو چجوری روت میشه تو صورت من نگاه کنی و چنین تهمتی بهم بزنی؟
- تهمت! از تو همه کار برمیاد.
- شاید من آدم پستی شده باشم؛ اما دزد نیستم.
- وانمود نکن این دوتا خیلی با هم فرق دارن.
- فقط آدمای خیلی پست می‌تونن دزد باشن. من هنوز تا اون حد پست نشدم.
- حالا هرچی! اگه راست میگی، من کشوهای میز آرایشت رو می‌گردم و تو حرفی نمی‌زنی.
- باشه. صبر کن، التماست می کنم کاری به یادداشت‌هام نداشته باش.
- این رو میگی تا اگر نامه‌ای دیدم، بهم بگی یادداشت شخصیه؟
- نه، نه به خدا!
- چیزی نمی‌بینم.
- دیدی؟ دیدی الکی تهمت زده بودی؟
- شاید حق با تو باشه.
بنده چند مورد از دیالوگ‌های شما رو بررسی کردم. برای اینکه نکات گفته شده به علت کثرت باعث فراموشی نشه لطفا با توجه به این چند مورد دیالوگ‌هاتون رو اصلاح کنید و یا از نو بنویسید تا بنده بررسی کنم.
پیشاپیش از همکاری شما قدردانی می‌کنم.
 
آخرین ویرایش:

emily

منتقد ادبی
منتقد کیفی
Jan 26, 2025
218
- الی، خوب فکر کن. ببین وقتی مست بودی، نامه‌های من رو با کاغذهای خودت اشتباه نگرفتی؟ برای خود من زیاد اتفاق افتاده.
ـ چه حرفایی می‌زنی! اگه اینجوری شده بود من یادم می‌موند، نه؟
ـ بازم چیزی مصرف کردی؟ خودت گفتی چیزی یادت نمیاد!
- من اینو گفتم؟ حرفای خودمم یادم نمی‌مونه!
ـ ببین، من تو رو اونقدری می‌شناسم که بدونم عمدا دست به چنین کاری نمی‌زنی؛ ولی بیا روراست باشیم؛ شرایط تو عادی نیست، دیشب هم اصلا عادی نبوده.
ـ من دیشب اصلا تو اتاق تو نرفتم.
- چجوری می‌تونی مطمئن باشی؟ خودت گفتی خیلی مست بودی.
- اون پریزاده بهم گفت دیشب چی کار کردم و چی کار نه‌.
-الی، چند بار بهت گفتم که اون پریزاد، یا هر پیام آور غیبی‌ای که می‌بینی توهم مصرف هروئینه. نمیشه به اون یا هر موجود ماورایی دیگه اعتماد کرد.
-حالا خیال یا هر چی! من مطمئنم برشون نداشتم.
- تو کاملا مست بودی و آدم وقتی مسته اختیار کارهاشو نداره.
- من اصلا یادم رفته بود تو نامه داشتی تا این که الان خودت بحث رو پیش کشیدی.
- لطفا صادق باش. چیزی راجع به اون نامه‌ها یادت میاد؟
- نمی‌دونم به خدا! اگر هم چیزی یادم بیاد ممکنه بگی توهمه.
- نمیگم. دست کم تا زمانی که واقعی بودن حرفات قابل اثبات باشه نمیگم.
- تنها چیزی که یادم میاد اینه که یه آوازی خوندم که یادم نمیاد چی بود و بعد هم گرفتم خوابیدم. اگه می‌خوای می‌تونی کشوهای میز آرایشم رو بگردی.
- اینجا چیزی نیست. فکر کنم لازمه ازت عذرخواهی کنم.
- منم فکر می‌کنم لازمه عذرخواهیت رو قبول کنم.
 

هویار

مدیر بازنشسته کانون نویسندگان + رادیو باستان
مقامدار بازنشسته
Nov 16, 2024
737
درود دوست عزیز؛
در ابتدا از پشتکار و تلاش شما سپاس‌گزارم.
بسیار خرسندم که شاهد پیشرفت چشمگیر شما هستم.
یکی از نکات مهم در دیالوگ‌نویسی، گاهاً کوتاه‌نویسی هستش. معمولا دیالوگ‌های بلند باعث خستگی خواننده میشه.
- الی، خوب فکر کن. ببین وقتی مست بودی، نامه‌های من رو با کاغذهای خودت اشتباه نگرفتی؟ برای خود من زیاد اتفاق افتاده.
دیالوگ اول خیلی بهتر شده منتها جمله‌ی آخر اضافیه. کریستین تا قبل از جمله آخر تمام سعی‌اش رو کرده که به الیزابت احترام بذاره. توضیح اضافه جذابیت بحث رو از بین میبره.
ـ چه حرفایی می‌زنی! اگه اینجوری شده بود من یادم می‌موند، نه؟
قشنگ اینجا نشون دادید که الیزابت مشخصا یک معتاده. ولی یک نکته‌ای رو هم بگم. گفت و گو بین دو شخصی صورت گرفته که خارجی هستن پس ما معمولا شاهد جمله اول نیستیم. بهتره همسان‌سازی بشه با یک دیالوگی که شخصیت واقعا خارجیه. به عنوان مثال: چرت و پرت نگو! اگه این‌طور بود یادم می‌موند.
ـ بازم چیزی مصرف کردی؟ خودت گفتی چیزی یادت نمیاد!
بازم چیزی مصرف کردی- کریستین به عنوان همسر الیزابت همون‌طور که در پست قبلی اشاره کردم شناخت زیادی نسبت به الیزابت داره. پس این جمله من رو بیشتر یاد یه دوستی میندازه که ندرتا به رفیقش سر میزنه. بهتر بود اینطور بگه: چرا داری پرت و پلا میگی؟ خودت گفتی مستی و هیچی یادت نمیاد.
- من اینو گفتم؟ حرفای خودمم یادم نمی‌مونه!
اینجا میتونیم به جای جمله‌ها شاهد شبه‌جمله‌ها هم باشیم. اینطوری به واقع‌گرایانه بودن دیالوگ بیشتر کمک میکنه: من اینو گفتم؟ هه... حرفای خودمم یادم نیست!
ـ ببین، من تو رو اونقدری می‌شناسم که بدونم عمدا دست به چنین کاری نمی‌زنی؛ ولی بیا روراست باشیم؛ شرایط تو عادی نیست، دیشب هم اصلا عادی نبوده.
به نظرم کریستین به عنوان نقش همسر چندان نیاز نیست خودش رو اثبات کنه. چه بسا که طرف مقابلش معتاد هم هست: محض رضای خدا الی! فکر کن ببین چیزی یادت میاد؟ من میدونم حتما متوجه نبودی که حتی چی رو برداشتی.
ـ من دیشب اصلا تو اتاق تو نرفتم.
- چجوری می‌تونی مطمئن باشی؟ خودت گفتی خیلی مست بودی.
در پست قبلی هم گفتم نیاز نیست به دلایل حرف‌های کسی تو بحث اشاره کنیم مگر شخصیت‌های قوی و والا:
- تو که مست بودی و چیزی یادت نیست.

- اون پریزاده بهم گفت دیشب چی کار کردم و چی کار نه‌.
راستش رو بخواین این بیشتر حالت بچگانه و فانتزی داره. عموم افراد مبتلا به اعتیاد الاخصوص روان‌‌گردان توهمات این‌چنین نمیزنن. بهتره در این‌باره ابتدا تحقیق کرد و سپس درباره‌اش نوشت.
-الی، چند بار بهت گفتم که اون پریزاد، یا هر پیام آور غیبی‌ای که می‌بینی توهم مصرف هروئینه. نمیشه به اون یا هر موجود ماورایی دیگه اعتماد کرد.
درست نیست که کریستین با الیزابت طوری صحبت کنه که انگار کودکه.
-حالا خیال یا هر چی! من مطمئنم برشون نداشتم.
- تو کاملا مست بودی و آدم وقتی مسته اختیار کارهاشو نداره.
- من اصلا یادم رفته بود تو نامه داشتی تا این که الان خودت بحث رو پیش کشیدی.
- لطفا صادق باش. چیزی راجع به اون نامه‌ها یادت میاد؟
- نمی‌دونم به خدا! اگر هم چیزی یادم بیاد ممکنه بگی توهمه.
- نمیگم. دست کم تا زمانی که واقعی بودن حرفات قابل اثبات باشه نمیگم.
- تنها چیزی که یادم میاد اینه که یه آوازی خوندم که یادم نمیاد چی بود و بعد هم گرفتم خوابیدم. اگه می‌خوای می‌تونی کشوهای میز آرایشم رو بگردی.
- اینجا چیزی نیست. فکر کنم لازمه ازت عذرخواهی کنم.
- منم فکر می‌کنم لازمه عذرخواهیت رو قبول کنم.
خالی از لطف نیست که پیشرفت شما بسیار چشمگیر بود. منتها چند نکته جزئی باعث بهتر شدن دیالوگ‌های شما و واقع‌گرایانه شدن‌شون میشه. گاه بعد نوشتن دیالوگ اون رو به صورت بلند بخونید به طوری که انگار بازیگرید؛ بعد خودتون متوجه خواهید شد که کجا مشکل داره و کجا درست نوشته شده.
از شما بابت حضور فعال و تلاش‌هاتون تشکر می‌کنم.
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه

emily

منتقد ادبی
منتقد کیفی
Jan 26, 2025
218
. الی، خوب فکر کن. ببین وقتی مست بودی، نامه‌های من رو با کاغذهای خودت اشتباه نگرفتی؟
ـ مزخرف نگو. اگه اینجوری شده بود من یادم می‌موند.
ـ ولی خودت گفتی چیزی یادت نمیاد!
- من اینو گفتم؟ هه هه...حرفای خودمم یادم نمی‌مونه!
ـ ببین، من می‌دونم تو دیشب متوجه نبودی؛ فقط فکر کن و حقیقت رو بگو.
ـ من دیشب اصلا تو اتاق تو نرفتم.
- تو همین چند لحظه پیش گفتی مست بودی!
- اون مرده بهم گفت دیشب چی کار کردم و چی کار نه‌.
-الی، کدوم مرد؟ دیشب فقط من و تو تو خونه بودیم.
- هه، دوباره توهم زدم. ولی مطمئنم من برنداشتم.
- تو کاملا مست بودی و آدم وقتی مسته اختیار کارهاشو نداره.
- من اصلا یادم رفته بود تو نامه داشتی تا این که الان خودت بحث رو پیش کشیدی.
- لطفا صادق باش. چیزی راجع به اون نامه‌ها یادت میاد؟
- نمی‌دونم به خدا! اگر هم چیزی یادم بیاد ممکنه بگی توهمه.
- نمیگم. دست کم تا زمانی که واقعی بودن حرفات قابل اثبات باشه نمیگم.
- تنها چیزی که یادم میاد اینه که یه آوازی خوندم که یادم نمیاد چی بود و بعد هم گرفتم خوابیدم. اگه می‌خوای می‌تونی کشوهای میز آرایشم رو بگردی.
- اینجا چیزی نیست. فکر کنم لازمه ازت عذرخواهی کنم.
- منم فکر می‌کنم لازمه عذرخواهیت رو قبول کنم.
 
آخرین ویرایش:

هویار

مدیر بازنشسته کانون نویسندگان + رادیو باستان
مقامدار بازنشسته
Nov 16, 2024
737
درود دوست عزیز؛
در این پست این‌بار من دیالوگ‌ها رو می‌نویسم، شما باید اونها رو تصحیح کنید. بعد از تصحیح، مجدد شما دیالوگ‌های خودتون رو بازنویسی یا ویرایش می‌کنید تا سراغ چالش بعدی بریم.

- الی خوب فکر کن ببین برشون نداشتی؟
- دارم بهت میگم مست بودم، کجاش
رو نفهمیدی؟!
- الی اونا نامه‌های مهمی بودن، اگه اشتباهی برشون داشتی خواهشا فکر کن ببین کجا گذاشتی.
- من مطمئنم اتاف کار تو نرفتم.
- چطور مطمئنی وقتی که مست بودی؟!
- ولم کن کریس من حالم خوش نیست. جعبه مواد کجاست؟
- الی! دیوونه‌بازی رو بذار کنار و یکم به مغزت فشار بیار که کجا گذاشتی‌شون. اگه اونا پیدا نشن هر دومون بدبخت میشیم.
- تو دوباره جعبه هروئین من رو انداختی دور؟ نه... نه... نه! من الان بهش نیاز دارم لعنتی!
- تو الان به تنها چیزی که نیاز داری اینه که مغز لعنتی‌تو راه بندازی.
- کجا گذاشتی‌شون عوضی؟ دارم بهت میگم قرص‌‌هام کجاست؟
- محض رضای خدا الی. داری منو مجبور به چیزی میکنی که دلم نمی‌خواد انجامش بدم.
- چی داری میگی؟
- بعد از اینکه اتاقت رو گشتیم معلوم میشه.
- تو داری منو متهم به دزدی می‌کنی؟
- بهت فرصت داده بودم.
- حق نداری کشوهای منو به هم بریزی! هوی یابو!
- درست حرف بزن. اون نامه‌ها حکم مرگ و زندگی‌مونه احمق.
- من برشون نداشتم کریس، حاضرم قسم بخورم.
- اینجا هم نیست. خدا میدونه باهاشون چیکار کردی!
- خیلی عوضی‌ای که حتی ازم عذرخواهی نمیکنی! حالا هم بگو هروئین‌های من کجاست؟
از همکاری و تلاش‌های شما سپاس‌گزارم
 
آخرین ویرایش:

emily

منتقد ادبی
منتقد کیفی
Jan 26, 2025
218
درود دوست عزیز؛
در این پست این‌بار من دیالوگ‌ها رو می‌نویسم، شما باید اونها رو تصحیح کنید. بعد از تصحیح، مجدد شما دیالوگ‌های خودتون رو بازنویسی یا ویرایش می‌کنید تا سراغ چالش بعدی بریم.

- الی خوب فکر کن ببین برشون نداشتی؟
- دارم بهت میگم مست بودم، کجاش
رو نفهمیدی؟!
- الی اونا نامه‌های مهمی بودن، اگه اشتباهی برشون داشتی خواهشا فکر کن ببین کجا گذاشتی.
- من مطمئنم اتاف کار تو نرفتم.
- چطور مطمئنی وقتی که مست بودی؟!
- ولم کن کریس من حالم خوش نیست. جعبه مواد کجاست؟
- الی! دیوونه‌بازی رو بذار کنار و یکم به مغزت فشار بیار که کجا گذاشتی‌شون. اگه اونا پیدا نشن هر دومون بدبخت میشیم.
- تو دوباره جعبه هروئین من رو انداختی دور؟ نه... نه... نه! من الان بهش نیاز دارم لعنتی!
- تو الان به تنها چیزی که نیاز داری اینه که مغز لعنتی‌تو راه بندازی.
- کجا گذاشتی‌شون عوضی؟ دارم بهت میگم قرص‌‌هام کجاست؟
- محض رضای خدا الی. داری منو مجبور به چیزی میکنی که دلم نمی‌خواد انجامش بدم.
- چی داری میگی؟
- بعد از اینکه اتاقت رو گشتیم معلوم میشه.
- تو داری منو متهم به دزدی می‌کنی؟
- بهت فرصت داده بودم.
- حق نداری کشوهای منم به هم بریزی! هوی یابو!
- درست حرف بزن. اون نامه‌ها حکم مرگ و زندگی‌مونه احمق.
- من برشون نداشتم کریس، حاضرم قسم بخورم.
- اینجا هم نیست. خدا میدونه باهاشون چیکار کردی!
- خیلی عوضی‌ای که حتی ازم عذرخواهی نمیکنی! حالا هم بگو هروئین‌های من کجاست؟
از همکاری و تلاش‌های شما سپاس‌گزارم
- الی، خوب فکر کن ببین اشتباهی برشون نداشتی؟
- من مست بودم و هیچی یادم نمیاد؛ کجاش اینقدر پیچیده‌ست؟
- الی، خواهشا فکر کن ببین اگه اشتباهی برشون داشتی کجا گذاشتی؟
- من مطمئنم نرفتم اتاق کار تو!
- از کجا مطمئنی؟ تو که گفتی کاملا مست بودی!
- ولم کن کریس،حالم خوب نیست. جعبه مواد کجاست؟
- الی،دیوونه‌بازی رو بذار کنار و فکر کن ببین کجا گذاشتیشون. می‌دونی اونا چقدر مهمن؟
- دوباره جعبه هروئین‌های من رو انداختی دور؟ نه‌..نه! من بهشون نیاز دارم لعنتی!
- الی،داری منو مجبور می‌کنی کاری رو انجام بدم که دلم نمی‌خواد.
- کدوم کار؟
- بعد از این که اتاقت رو گشتم معلوم میشه.
- اجازه نداری کشوی من رو به هم بریزی!
- درست حرف بزن! انگار حالیت نیست اون نامه‌ها حکم مرگ و زندگیمون بودن!
- من برشون نداشتم کریس! حاضرم قسم بخورم.
- اینجا هم نیست. باهاشون چی کار کردی؟
- خیلی عوضی‌ای! حتی عذرخواهی هم نمی‌کنی؟ حالا هم بگو هروئین‌های من کجاست!
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه

هویار

مدیر بازنشسته کانون نویسندگان + رادیو باستان
مقامدار بازنشسته
Nov 16, 2024
737
- الی، خوب فکر کن ببین اشتباهی برشون نداشتی؟
- من مست بودم و هیچی یادم نمیاد؛ کجاش اینقدر پیچیده‌ست؟
- الی، خواهشا فکر کن ببین اگه اشتباهی برشون داشتی کجا گذاشتی؟
- من مطمئنم نرفتم اتاق کار تو!
- از کجا مطمئنی؟ تو که گفتی کاملا مست بودی!
- ولم کن کریس،حالم خوب نیست. جعبه مواد کجاست؟
- الی،دیوونه‌بازی رو بذار کنار و فکر کن ببین کجا گذاشتیشون. می‌دونی اونا چقدر مهمن؟
- دوباره جعبه هروئین‌های من رو انداختی دور؟ نه‌..نه! من بهشون نیاز دارم لعنتی!
- الی،داری منو مجبور می‌کنی کاری رو انجام بدم که دلم نمی‌خواد.
- کدوم کار؟
- بعد از این که اتاقت رو گشتم معلوم میشه.
- اجازه نداری کشوی من رو به هم بریزی!
- درست حرف بزن! انگار حالیت نیست اون نامه‌ها حکم مرگ و زندگیمون بودن!
- من برشون نداشتم کریس! حاضرم قسم بخورم.
- اینجا هم نیست. باهاشون چی کار کردی؟
- خیلی عوضی‌ای! حتی عذرخواهی هم نمی‌کنی؟ حالا هم بگو هروئین‌های من کجاست!
با تشکر از شما
حالا با توجه به تمام نکات گفته شده و تجاربی که کسب کردید، از نو دیالوگ‌های جدیدی خلق کنید تا سراغ چالش بعدی برویم.

سپاس از مسئولیت‌پذیری شما
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: emily
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

بالا