دیالوگ نویسی دفتر دیالوگ‌نویسی Eror404 | انجمن چری بوک

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
من هرکاری می‌کنم نمی‌تونم همش غمگین در میاد خنثی در نمیاد
موردی نداره برام بفرستید باهم اصلاحشون می‌کنیم و از داخل خودشون ایرادات رو در میاریم.
 

کیمیاگر نیمه فنری

مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
پشتیبان نویسندگی
منتقد کیفی
کتاب‌باز
نویسنده فعال
Sep 14, 2024
423
دیالوگ خنثی:
- فکر می‌کنم باید درباره‌ی اون موضوع حرف بزنیم.
- آره، شاید وقتش رسیده که با هم رو راست باشیم.
- من همیشه تلاش کردم همه چیز رو درست کنم، ولی بعضی وقت‌ها حس می‌کنم نمی‌تونم.
- همه این حس‌ها طبیعیه. ما باید با هم باشیم و به راهی براش پیدا کنیم.
- می‌خوام بدونم هنوز هم به من اعتماد داری.
- البته که دارم. ما هنوز اول راهیم.

دیالوگ غمگین
پکی به سیگارش زد و با لحنی اندوهگین گفت:
- فکر می‌کنم باید درباره‌ی اون موضوع حرف بزنیم.
سرش را پایین انداخت و با ناراحتی نفسی بیرون داد گفتن این کلمات سخت بود ولی باید به زبان می‌آورد:
- آره، شاید وقتش رسیده که با هم رو راست باشیم.
سیگارش را خاموش کرد و با لحنی اندوه بار گفت:
- من خیلی تلاش کردم همه چیز رو درست کنم، اما حس می‌کنم این کارا داره به جاهای باریکی می‌کشه
آن دختر با لحنی تند و صدایی غرید:
- بعداز اون همه کاری که کردیم باید هم همچین حسی داشته باشی.
آن پسر زیر چشمی نگاهی به معشوق خشمگین خود انداخت هنوز نمی‌توانست باور کند که این کلمات را دارد به زبان می آورد آنچه که در ذهنش آماده کرده بود را خط زد و جملاتی تازه به زبان آورد:
- ولی می‌خوام بدونم هنوز هم من جایی تو قلبت دارم.
کمی قلب دخترک لرزید و با لبخندی غمگین و بی‌جان گفت:
- البته که داری.
سپس اهی کشید و با لبخندش جمع شد و با صدای لرزان پر از اندوه گفت:
- کاش تو زندگیم هم این طوری حضور داشتی



دیالوگ شاد:
درحالی که زیر چطر ایستاده بود او را به خود نزدیک کرد تا خیس نشود درحالی که چشمانش از شدت ذوق می‌درخشید گفت:
- فکر می‌کنم باید درباره‌ی اون موضوع حرف بزنیم.
لبخندی زد و با لحنی شیرین گفت:
- آره، شاید وقتش رسیده که با هم رو راست باشیم.
آن پسر درحالی که سعی می‌کرد نگاهش را از صورت زیبای معشوقش بدزد با خجالت گفت:
- من همیشه تلاش کردم احساساتم رو درست کنم، ولی بعضی وقت‌ها حس می‌کنم نمی‌تونم.
دخترک لبخندی زد و دستش را روی دست پسر که چتر را گرفته بود را گذاشت و با لبخندی که داشت
- همه این حس‌ها طبیعیه. ما باید کنارهم باشیم و به راهمون رو پیدا کنیم.
آن پسر که گونه هایش سرخ شد و لبخندی غیر ارادی بر لبش نشست و گفت:
- می‌خوام بدونم هنوز هم به من اعتماد داری.
- البته که دارم. ما هنوز توی اول راهیم
 
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: پناه

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
ببین عزیزم من متوجه منظور نشده بودم و چون دفتر دیالوگ نویسی هست باید بدون نوشتن مونولوگ، احساسات رو برسونی.
حالا بیا با حذف مونولوگ پیش بریم.

دیالوگ غمگین
- فکر می‌کنم باید درباره‌ی اون موضوع حرف بزنیم.
- آره، شاید وقتش رسیده که با هم رو راست باشیم.
- من خیلی تلاش کردم همه چیز رو درست کنم، اما حس می‌کنم این کارا داره به جاهای باریکی می‌کشه
- بعداز اون همه کاری که کردیم باید هم همچین حسی داشته باشی.
- ولی می‌خوام بدونم هنوز هم من جایی تو قلبت دارم.
- البته که داری.
- کاش تو زندگیم هم این طوری حضور داشتی



دیالوگ شاد:
- فکر می‌کنم باید درباره‌ی اون موضوع حرف بزنیم.
- آره، شاید وقتش رسیده که با هم رو راست باشیم.
- من همیشه تلاش کردم احساساتم رو درست کنم، ولی بعضی وقت‌ها حس می‌کنم نمی‌تونم.
- همه این حس‌ها طبیعیه. ما باید کنارهم باشیم و به راهمون رو پیدا کنیم.
- می‌خوام بدونم هنوز هم به من اعتماد داری.
- البته که دارم. ما هنوز توی اول راهیم


نکته: مونولوگ که حذف شد علنا هیچ چیزی به متن اضافه نکردید که نشان غم یا شادی بشه. باید مسلط باشید روی متن تا بتونید خواننده رو بتونید متقاعد کنید که فقط با دیالوگ‌ها احساسات تون رو بفهمه. باید با کلمات بازی کنید.

دیالوگ غمگین:
مثلاً جمله اول: فکر می‌کنم باید درباره اون موضوع حرف بزنیم.
هیچ نشانه‌ی زبانی از غم نداره. غم می‌تونه از طریق انتخاب واژه یا مکث‌ها توی خود دیالوگ بیاد (مثلاً کشش کلمات، یا انتخاب فعل‌هایی که حس سنگینی دارن).
- فکر می‌کنم... باید درباره این موضوع حرف بزنیم.

۲. آره، شاید وقتش رسیده که با هم رو راست باشیم.
رو راست باشیم، لحن خنثی داره و می‌تونه حتی حس مثبت بده. برای غم لازمه حس دشواری یا تلخی را در خود جمله نشون بدی بدون اینکه توضیح احساسی بیرونی اضافه کنید.
- آره... وقتشه، حتی اگه شنیدنش آسون نباشه.

۳. من خیلی تلاش کردم همه چیز رو درست کنم، اما حس می‌کنم این کارا داره به جاهای باریکی می‌کشه.
عبارت «به جاهای باریکی می‌کشه» محاوره‌ایه، اما بار احساسی خاصی ایجاد نمی‌کنه. بهتره به جای کلی‌گویی، جزئیاتی اضافه کنید که بار معنایی بالایی داشته باشن که ناامیدی یا فشار روانی را منتقل کند.
- خیلی تلاش کردم همه چیزو درست کنم، اما هر دفعه، همه چی بیشتر به هم گره می‌خورد.

۴. بعداز اون همه کاری که کردیم باید هم همچین حسی داشته باشی.
این جمله بیشتر حالت تأیید منطقی داره تا احساس غم. در دیالوگ غم، جمله‌های تأیید می‌تونن کوتاه، شکسته یا همراه با مکث باشن تا حس سنگینی رو منتقل کنن.
- می‌فهمم، بعد از اتفاقایی که افتاده این حس طبیعیه.

۵. ولی می‌خوام بدونم هنوز هم من جایی تو قلبت دارم.
این جمله می‌توانه غم‌انگیز باشه، ولی چون مستقیم و صریح گفته شده، بیشتر حس یه سؤال معمولی رو می‌ده تا یک زخم عاطفی. تغییر در ساختار جمله یا اضافه کردن مکث‌ها می‌تونه بار غم را افزایش بده.
- فقط... می‌خوام بدونم هنوز جایی برام مونده؟

۶. البته که داری.
این جواب، کوتاه و قاطعانه‌ست، که لحنش می‌تونه حتی گرم باشد برای غم لازمه که جواب کمی شکسته یا با تردید باشه تا حس آسیب باقی بمونه.
- آره... فقط اوضاع یه کم سخت شده.

۷. کاش تو زندگیم هم این طوری حضور داشتی.
این جمله بار احساسی بیشتری داره، اما چون مستقیم و سرراست گفته شده، بیشتر شبیه گلایه است تا غم عمیق. در دیالوگ غم بهتره که حس ناتوانی یا دل‌تنگی در خود جمله موج بزنه.
- کاش همیشه همینجوری بودی. همین قدر روراست.


دیالوگ شاد
۱. فکر می‌کنم باید درباره‌ی اون موضوع حرف بزنیم.
این جمله خنثی است و حتی کمی رسمی. برای شادی، بهتره که شروع گفت‌وگو گرم‌تر یا پرانرژی‌تر باشه. حتی اگر موضوع جدیه.
- فکر می‌کنم وقتش شده که درباره اون موضوع با هم حرف بزنیم.

2. آره، شاید وقتش رسیده که با هم رو راست باشیم.
مثل نسخه غمگین، «رو راست باشیم» لحن خنثی داره. در شادی، بهتره این رو راست بودن همراه با حس خوبی یا اشتیاق باشه.
- آره، وقتشه سنگامون رو با هم وا بکنیم و دیگه بعدش منو خودتو عشقه.


۳. من همیشه تلاش کردم احساساتم رو درست کنم، ولی بعضی وقت‌ها حس می‌کنم نمی‌تونم.
این جمله بیشتر بار منفی داره (نمی‌تونم)، که به شادی لطمه می‌زنه. در دیالوگ‌های شاد، حتی مشکلات باید با لحنی امیدوارانه بیان بشن.
- من همیشه تلاش خودم رو کردم که احساساتم رو بهت نشون بدم، و خدا را شکر هم نتیجه مثبت داده.


۴. همه این حس‌ها طبیعیه. ما باید کنارهم باشیم و به راهمون رو پیدا کنیم.
این جمله مثبت‌تره ولی هنوز انرژی یا هیجان شادی رو نداره. برای شادی، بهتره حس اطمینان و انگیزه پررنگ‌تر باشه
- همه این حس‌ها طبیعیه عزیزم، من مطمئنم که در کنار هم می‌تونیم بهترین راه رو پیدا کنیم.

۵. می‌خوام بدونم هنوز هم به من اعتماد داری.
این سؤال به‌خودی‌خود بار نگرانی داره. در شادی، بهتره جمله با قطعیت یا شوخی مطرح بشه تا حس امنیت منتقل کند.
- می‌دونم که هنوز به من اعتماد داری. مگه نه؟


۶. البته که دارم. ما هنوز توی اول راهیم.
جمله درسته ولی لحنش ساده و خنثاست. در شادی، «البته که دارم» می‌تونه با یک تاکید یا اضافه کردن جمله‌ی انگیزشی قوی‌تر بشه.
- البته که دارم! این تازه شروع راه ماست.

نکته خیلی مهم: علایم نگارشی در خوانش جمله خیلی تاثیر داره و شما تقریبا هیچ کدوم از علایم رو رعایت نکردید.

دیالوگ‌های سبز رو بخونید و نظرتون رو راجع بهش بهم بگید و تفاوتش رو هم برام بنویسید. و اینکه چه احساسی ازشون می‌گیرید.
 
آخرین ویرایش:

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
روزتون بخیر ممنون میشم تکالیف گفته شده رو در زمان مقرر ارسال کنید.
این تاپیک تا ۳ هفته باز هست و بعد از اون بسته میشه. امیدوارم توی این ۳ هفته بتونیم به نتایج مطلوبی برسیم.
@Eror404
 
آخرین ویرایش:
  • لایک
واکنش‌ها[ی پسندها]: BORHAN

هویار

مدیر بازنشسته کانون نویسندگان + رادیو باستان
مقامدار بازنشسته
Nov 16, 2024
737
درود دوست عزیز؛
از زمان تحویل تکلیف شما حدود ۴ روز گذشته؛ لطفا قوانین ارسال شده رو مطالعه کنید.
اگر قادر به ادامه دادن نیستید اعلام کنید چون در غیر این صورت تاپیک شما بسته خواهد شد و از درخواست شما برای ایجاد دوباره دفتر دیالوگ‌نویسی و یا باز کردن مجدد دفتر شما ممانعت به عمل خواهد آمد.

قوانین دفتر دیالوگ‌نویسی
 

هویار

مدیر بازنشسته کانون نویسندگان + رادیو باستان
مقامدار بازنشسته
Nov 16, 2024
737
درود
ضمن اطلاعیه داده شده خدمت شما
و همچنین عدم پیگیری و رسیدگی شما به پیام بنده و هم‌چنین عدم توجه به پیگیری‌های مشاورتون بنابر قوانین ارائه شده تاپیک شما بسته خواهد شد و با درخواست شما برای ایجاد مجدد دفتر دیالوگ‌نویسی و باز کردن مجدد همین تاپیک ممانعت به عمل خواهد آمد.

با تشکر از شما مشاور عزیز!
⭕️پایان دفتر دیالوگ‌نویسی⭕️
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

بالا