درود دوست عزیز؛
در ابتدا از پشتکار و تلاش شما سپاسگزارم.
بسیار خرسندم که شاهد پیشرفت چشمگیر شما هستم.
یکی از نکات مهم در دیالوگنویسی، گاهاً کوتاهنویسی هستش. معمولا دیالوگهای بلند باعث خستگی خواننده میشه.
- الی، خوب فکر کن. ببین وقتی مست بودی، نامههای من رو با کاغذهای خودت اشتباه نگرفتی؟ برای خود من زیاد اتفاق افتاده.
دیالوگ اول خیلی بهتر شده منتها جملهی آخر اضافیه. کریستین تا قبل از جمله آخر تمام سعیاش رو کرده که به الیزابت احترام بذاره. توضیح اضافه جذابیت بحث رو از بین میبره.
ـ چه حرفایی میزنی! اگه اینجوری شده بود من یادم میموند، نه؟
قشنگ اینجا نشون دادید که الیزابت مشخصا یک معتاده. ولی یک نکتهای رو هم بگم. گفت و گو بین دو شخصی صورت گرفته که خارجی هستن پس ما معمولا شاهد جمله اول نیستیم. بهتره همسانسازی بشه با یک دیالوگی که شخصیت واقعا خارجیه. به عنوان مثال: چرت و پرت نگو! اگه اینطور بود یادم میموند.
ـ بازم چیزی مصرف کردی؟ خودت گفتی چیزی یادت نمیاد!
بازم چیزی مصرف کردی- کریستین به عنوان همسر الیزابت همونطور که در پست قبلی اشاره کردم شناخت زیادی نسبت به الیزابت داره. پس این جمله من رو بیشتر یاد یه دوستی میندازه که ندرتا به رفیقش سر میزنه. بهتر بود اینطور بگه: چرا داری پرت و پلا میگی؟ خودت گفتی مستی و هیچی یادت نمیاد.
- من اینو گفتم؟ حرفای خودمم یادم نمیمونه!
اینجا میتونیم به جای جملهها شاهد شبهجملهها هم باشیم. اینطوری به واقعگرایانه بودن دیالوگ بیشتر کمک میکنه: من اینو گفتم؟ هه... حرفای خودمم یادم نیست!
ـ ببین، من تو رو اونقدری میشناسم که بدونم عمدا دست به چنین کاری نمیزنی؛ ولی بیا روراست باشیم؛ شرایط تو عادی نیست، دیشب هم اصلا عادی نبوده.
به نظرم کریستین به عنوان نقش همسر چندان نیاز نیست خودش رو اثبات کنه. چه بسا که طرف مقابلش معتاد هم هست: محض رضای خدا الی! فکر کن ببین چیزی یادت میاد؟ من میدونم حتما متوجه نبودی که حتی چی رو برداشتی.
ـ من دیشب اصلا تو اتاق تو نرفتم.
- چجوری میتونی مطمئن باشی؟ خودت گفتی خیلی مست بودی.
در پست قبلی هم گفتم نیاز نیست به دلایل حرفهای کسی تو بحث اشاره کنیم مگر شخصیتهای قوی و والا:
- تو که مست بودی و چیزی یادت نیست.
- اون پریزاده بهم گفت دیشب چی کار کردم و چی کار نه.
راستش رو بخواین این بیشتر حالت بچگانه و فانتزی داره. عموم افراد مبتلا به اعتیاد الاخصوص روانگردان توهمات اینچنین نمیزنن. بهتره در اینباره ابتدا تحقیق کرد و سپس دربارهاش نوشت.
-الی، چند بار بهت گفتم که اون پریزاد، یا هر پیام آور غیبیای که میبینی توهم مصرف هروئینه. نمیشه به اون یا هر موجود ماورایی دیگه اعتماد کرد.
درست نیست که کریستین با الیزابت طوری صحبت کنه که انگار کودکه.
-حالا خیال یا هر چی! من مطمئنم برشون نداشتم.
- تو کاملا مست بودی و آدم وقتی مسته اختیار کارهاشو نداره.
- من اصلا یادم رفته بود تو نامه داشتی تا این که الان خودت بحث رو پیش کشیدی.
- لطفا صادق باش. چیزی راجع به اون نامهها یادت میاد؟
- نمیدونم به خدا! اگر هم چیزی یادم بیاد ممکنه بگی توهمه.
- نمیگم. دست کم تا زمانی که واقعی بودن حرفات قابل اثبات باشه نمیگم.
- تنها چیزی که یادم میاد اینه که یه آوازی خوندم که یادم نمیاد چی بود و بعد هم گرفتم خوابیدم. اگه میخوای میتونی کشوهای میز آرایشم رو بگردی.
- اینجا چیزی نیست. فکر کنم لازمه ازت عذرخواهی کنم.
- منم فکر میکنم لازمه عذرخواهیت رو قبول کنم.
خالی از لطف نیست که پیشرفت شما بسیار چشمگیر بود. منتها چند نکته جزئی باعث بهتر شدن دیالوگهای شما و واقعگرایانه شدنشون میشه. گاه بعد نوشتن دیالوگ اون رو به صورت بلند بخونید به طوری که انگار بازیگرید؛ بعد خودتون متوجه خواهید شد که کجا مشکل داره و کجا درست نوشته شده.
از شما بابت حضور فعال و تلاشهاتون تشکر میکنم.