«به احترام سوژه»
یا حضور مینای گاهی غرغرو @پناه
لطفا جوابها با رعایت ادب و احترام باشه.
ممنون از حضورتون.
1. اگه سوژه یه فیلم بود، توش چه نقشی داشتی؟
2. بزرگترین تفاوتت با سوژه چیه؟
3. اگه بخوای یه راز از سوژه کشف کنی، در مورد چیه؟
4. تصور کن یه روز با سوژه گم شدی، اولین کارتون چیه؟
5. یه...
«به احترام سوژه»
با حضور شوگای چری بوک، که اکثرا در افسردگی بعد فیلم یه سر میبره @Dark dreamer
لطفا جوابها با رعایت ادب و احترام باشه.
ممنون از حضورتون.
1. اگه سوژه یه فیلم بود، توش چه نقشی داشتی؟
2. بزرگترین تفاوتت با سوژه چیه؟
3. اگه بخوای یه راز از سوژه کشف کنی، در مورد چیه؟
4. تصور کن...
«به احترام سوژه»
با حضور مامان مژگان مهربون @مژگانمـ
لطفا جوابها با رعایت ادب و احترام باشه.
ممنون از حضورتون.
1. اگه سوژه یه فیلم بود، توش چه نقشی داشتی؟
2. بزرگترین تفاوتت با سوژه چیه؟
3. اگه بخوای یه راز از سوژه کشف کنی، در مورد چیه؟
4. تصور کن یه روز با سوژه گم شدی، اولین کارتون چیه؟
5...
«به احترام سوژه»
با حضور دوست شیطون و کمی اکشنمون @هویار
لطفا جوابها با رعایت ادب و احترام باشه.
ممنون از حضورتون.
1. اگه سوژه یه فیلم بود، توش چه نقشی داشتی؟
2. بزرگترین تفاوتت با سوژه چیه؟
3. اگه بخوای یه راز از سوژه کشف کنی، در مورد چیه؟
4. تصور کن یه روز با سوژه گم شدی، اولین کارتون...
واسه همهمون پیش اومده یه آدمو ببینیم (سلبریتی یا حتی یه آدم معمولی) و همون لحظه تو ذهنمون بگیم: این دقیقا تایپ منه!
تو این تاپیک میتونی عکسشو به اشتراک بذاری
شاید براتون جالب باشه بدونین که عبارت "I purple you" همون معنی "I love you" رو میده
تو این تاپیک میتونید کسی که واقعا دوسش دارین و تو انجمن حضور داره رو تگ کنید
و بهش بگید که دوسش دارین و بودنش قشنگه
کد080
نام رمان: قتل انجام نشده
نویسنده: دردانه عوضزاده
ژانر: معمایی
ناظر: @رهای انجمن
خلاصه:
در شهر کوچکی جسد دختری یافت میشود. فاجعهای رخ داده که کسی انتظار آن را نداشته است. مرگی رخ داده، اما قتلی انجام نشده، بازپرسی مسئول تحقیق میشود، تا بیابد قاتلی را که قتلی انجام نداده است. زندگی...
با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج
ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج
یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج
ای کشته سوزانده بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج
یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچهای را که...
حال من را دیدی و تا ديدمت بغضم شکست
من ندارم طاقت چشمان خیست مهربان
اشک چشمانم ندارد ارزشی، شاید شود
پرت چشمان یکی دیگر حواست مهربان
گفته بودی درد اگر داری شریکم، پس چرا
تا شُد حرف از دردِ من، تاشُد لباست مهربان
گریه می کردی به حالم، فکر رفتن در سرت
عاشقم بودی تو از روی سیاست مهربان
ترسی از...