هرچه با تنهایی من آشنا تر می شوی
دیرتر سر میزنی و بی وفا تر می شوی
هرچه از این روزهای آشنایی بگذرد
من پریشان تر، تو هم بی اعتناتر می شوی
من که خرد و خاکشیرم! این تویی که هر بهار
سبزتر می بالی و بالا بلاتر می شوی
مثل بیدی زلف ها را ریختی بر شانه ها
گاه وقتی در قفس باشی رهاتر می شوی
عشق قلیانی ست...
به دیدارم بیا هر شب، در این تنهایی ِ تنها و تاریک ِ خدا مانند
دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهیها
دلم تنگ است
بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده، وین تالاب مالامال
دلی خوش کردهام با این پرستوها و ماهیها
کد: 012
مجموعه اشعار: ژرف اندیش پوچ
شاعر: بریوان فام
ژانر: تراژدی
قالب شعر: نو
مقدمه:
بیایمانی نسبت به قانونهای نوشته و نانوشته، جوابهای بیدر و پیکر زندگی پیچیده است، تاریخ را بنگر!
خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود
… و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود
پلنگ من – دل مغرورم – پرید و پنجه به خالی زد
که عشق – ماه بلند من – ورای دست رسیدن بود
گل شکفته! خداحافظ اگر چه لحظهٔ دیدارت
شروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود
من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری
که هر...
قلم سبز
هرکسی که خود را نویسنده بنامد، قطعا میداند که یکی از راههای بهبود قلم، نوشتن و مطالعه مداوم است. در نتیجه تاپیک قلم سبز را در راستای بهبود قلم شما عزیزان ایجاد کردیم.
در این تاپیک هر کاربر یک داستانک با موضوع و ژانر و راوی که کاربر قبلی انتخاب کرده مینویسند و در نهایت، برای نفر بعد...
سلام خدمت کاربران عزیز انجمن.
با چالش جدید انجمن همراه ما باشید.
چالش ضربالمثل، انتخابی این هفته بوده که شما عزیزان میتونید با انتخاب یکی از ضربالمثلهای ذکر شده، متن مورد نظرتون رو برای ما همینجا در همین تاپیک ارسال کنید.
شما میتونید یک دلنوشته، داستان کوتاه، شعر، یا هر نوشته در قالب...
درد من را بگذارید به شیدایی خویش
ساغرم را بگذارید به اغوایی خویش
چه هراسی ست مرا درد دمادم بدهند؟
خو گرفته به غمم صرف شکیبایی خویش
عشق فرموده که رسوای جهانی بشوم
حال من را بسپارید به رسوایی خویش
همچو فواره که در اوج بیفتد ز غرور
در سقوطم ز نفس های تماشایی خویش
من همان خشت فرو ریخته از زلزله...
نه هر قسمت که پیش آید نشاطست
نه هر پایه که زیرافتد بساطست
چو روزی بخش ما روزی چنین کرد
گهی روزی دوا باشد گهی درد
خردمند آن بود کو در همه کار
بسازد گاه با گل گاه با خار
گشت غمناک دل و جان عقاب
چو از او دور شد ایام شباب
دید کش دور به انجام رسید
آفتابش به لب بام رسید
باید از هستی دل بر گیرد
ره سوی کشور دیگر گیرد
خواست تا چاره ی ناچار کند
دارویی جوید و در کار کند
صبحگاهی ز پی چاره ی کار
گشت بر باد سبک سیر سوار
گله کآهنگ چرا داشت به دشت
ناگه از وحشت، پر ولوله...
هر نویسنده برای بیان مقصود خویش نوشتهای را ارائه میکند که دربردارنده مفاهیم و لحنهای مختلفی است. گاهی تلفظ و آهنگ کلمات به گونهای است که باید مفهوم حقیقی متن را انتقال دهد و منجر به اشتباه نشود. بعد از نگارش متن، باید متن نوشته شده را ویرایش کنیم و اصول ویرایشی را رعایت کنیم تا خواننده دچار...
هنر رمان نویسی برای کسانی که تا به حال رمان ننوشتهاند، ممکن است اسرارآمیز به نظر برسد. داستان نویسی بر دو اصل خلاقیت و انضباط استوار است. اگر به این دو اصل پایبند باشید، نتایج چشمگیری بدست خواهید آورد.
بسمه تعالی
کاربران عزیز با سلام و وقت بخیر
تاپیک عکس شخصیتهای رمان خود را ضمن رعایت قوانین و شرایط، در همین تاپیک درخواست دهید.
قوانین و شرایط درخواست به شرح زیر میباشد:
روی عکس هیچ لینک یا آیدی اعم از لینک سایت و یا آیدی شخص خاص وجود نداشته باشد.
عکسها خارج از عرف نباشند.
از قرار دادن...
فروردین:پیدا کردن سوژه برای شیطنت و سر به پا کردن!
اردیبهشت:شکنجه کردن خودشون با فکر برای اتفافات!
خرداد:میشه گفت کلا مستعد هستن برای هر کاری! شما ولی بی خبرید!
تیر:بررسی مشکل و پیدا نکردن راه حل!عصبی شدن براش اونم یهویی!
مرداد:کراش زدن و بیخیال شدن! مدام هیجانی شدن براش اونم یهویی...
عرض ادب
کاربران عزیز تقاضا میشود قبل از فعالیت به قوانین نقد کاربران توجه کنید
قوانین نقد کاربران | کلیک کنید
عنوان: کفش بلورین
دلنویس: بريوان فام | @EMMA-
ژانر: تراژدی
خلاصه:
دیگر نورها مشعشع نیستند، دیگر نوری برای امید نیست؛ گر امیدی نباشد نور کجا بود؟
دلها تنگتر میشود، امیدها در میان...