- Jun 12, 2025
- 288
در منطقهی بعدی، نورهای رنگی چشمک میزدن و صدای موسیقی از قطعات موبایل قدیمی پخش میشد. سوسکها با هدفون و عینک آفتابی، وسط مهمونی بودن.
یکی گفت:
— «اگه میخوای رد بشی، باید یه آهنگ بسازی. با صدای خودت و باتری ساعت.»
لئو با خلاقیت، باتری رو به یه مدار ساده وصل کرد و صدای «بیپبیپ» تولید کرد. بعد با صدای خودش ریتم داد:
> «من کوچیکم، ولی باهوشم،
> از فرش رد میشم، چون مجبورم!»
سوسکها کف زدن، یکی گفت:
— «این یه بیت خفنه! رد شو، داداش!»
یکی گفت:
— «اگه میخوای رد بشی، باید یه آهنگ بسازی. با صدای خودت و باتری ساعت.»
لئو با خلاقیت، باتری رو به یه مدار ساده وصل کرد و صدای «بیپبیپ» تولید کرد. بعد با صدای خودش ریتم داد:
> «من کوچیکم، ولی باهوشم،
> از فرش رد میشم، چون مجبورم!»
سوسکها کف زدن، یکی گفت:
— «این یه بیت خفنه! رد شو، داداش!»
آخرین ویرایش: