چالش چالش ترجمه داستانک سری اول + جوایز

ahura.

نویسنده ادبی انجمن
پشتیبان نویسندگی
نویسنده ادبیات
Dec 28, 2023
463

درود به همراهان همیشگی چری بوک
با چالش ترجمه داستانک سری اول درخدمت شما هستیم
عزیزانی که تمایل به شرکت دارند ترجمه خود را میتوانند در همین تاپیک ارسال کنند

[ کاربرانی که در پنج سری متدوام شرکت کنند رنک کاربر فعال تالار ترجمه + 300 پسند اهدا می‌شود ]
متن داستانک:
Noor Inayat Khan was born a princess but died living the life of a spy while fighting the Nazis.

She was born in Moscow in 1914 to an American mother and an aristocratic Indian father, which made her a princess. Khan and her family soon moved to London and then Paris where she went to school. After completing her education, she began writing children’s stories and may have gone on to lead the quiet life of a writer. But this was not her path.

When World War II broke out in Europe, Khan’s life took an unexpected turn. France fell to German forces in 1940. Khan fled to London with her family. Her life was forever changed. She was a gentle woman. She was raised as a pacifist by her father, a famous Sufi teacher. She did not believe in war but decided that she had to take a stand against the Nazis. She joined the Women’s Auxiliary Air Force later that year. And in 1942, she was recruited to become a spy and radio operator.

Though some of her spy trainers were unsure whether Khan was up to the job, she was given a dangerous mission. She flew and parachuted into France to join the resistance network in Paris. Her code name was “Madeleine”. Her mission was so dangerous that her spy trainers didn’t expect her to live more than six weeks. One by one the other spies on her team were captured. Her bosses told her to return to England, but Khan refused. She continued her mission of sending messages to London while doing her best to avoid the German secret police.
Khan was eventually betrayed by a French fellow spy and arrested. Even worse, the secret police found copies of her secret radio signals and were able to trick Allied forces into sending new spies into their hands.
Khan didn’t sit back and wait for the war to end. She escaped prison, but was caught. She was punished with solitary confinement and tortured for ten months. To her credit, she did not reveal any information to her captors the entire time she was there.
Eventually, Khan and three other agents were sent to Dachau concentration camp. She was killed there on September 13, 1944, less than a year before the end of the war. Her last word before being shot was ‘liberty’.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ISO'

مدیر تالار نقد
پرسنل مدیریت
مدیر تالار
Apr 9, 2023
1,611
نور عنایت خان کسی بود که به عنوان یک شاهزاده متولد شد اما در هنگام مرگش جاسوسی بود که با نازی‌ها مبارزه میکرد.
در سال 1914 از مادری هندی و از پدری اشراف زاده بدنیا آمد که به همین خاطر یک شاهزاده شد
خان و خانواده‌اش به لندن و بعد به پاریس مهاجرت کردن و سپس نور به مدرسه رفت.
پس از تمام شدن تحصیلش شروع به نوشتن داستان های کودکانه کرد و تصمیم داشت زندگی‌اش را به عنوان نویسنده ادامه دهد اما اینطور نبود
وقتی جنگ جهانی دوم در اروپا شروع شد اتفاقی ناگهانی در زندگی خان افتاد.
فرانسه درسال 1940 در برابر آلمان شکست خود و نیروهای او سقوط کردند.
خان با خانواده‌اش به لندن رفت و اینجا بود که زندگی نور به کلی تغیر کرد
او دختری آرام بود. او نزد پدرش که یک معلم مشهور صوفی بود به عنوان یک صلح طلب بزرگ شد
او اعتقادی به جنگ نداشت اما به این نتیجه رسید که باید با نازی ها مقابله کند.
او در همان سال به نیروی کمکی زنان ملحق شد. او در سال 1942 به عنوان یک جاسوس و اپراتور رادیویی استخدام شد.
برخی از استادان خان از خان مطمئن نبودند که مناسب این کار باشد اما با این حال به او ماموریتی خطرناک سپرده شد
اسم سازمان او در پاریس مادلین بود
ماموریت او به حدی خطرناک بود که استادان او انتظار نداشتند بیشتر از 6 یا 7 هفته زنده بماند
جاسوسان همکار او یکی پس از دیگری کشته میشدند
کارفرمایان خان به او گفتند که به انگلستان بازگردند، اما او قبول نکرد. وی ماموریت فرستادن پیام ها به لندن و در عین حال فرار از دست مأموران پلیس مخفی آلمان را ادامه داد.
درنهایت یک جاسوس همکار فرانسوی به انها خیانت کرد و او دستیگر شد
از ان بدتر اینکه پلیس مخفی یک کپی از سیگنال های رادیویی مخفی او را پیدا کرد و توانست با ارسال جاسوسان جدید نیروهای متفقین را فریب دهد.

خان دست بردار نبود و منتظر پایان جنگ نماند. او از زندان بلافاصله فرار کرد اما دستگیر شد. او را برای تنبیه ده ماه به سلول انفرادی فرستادند و شکنجه کردند. او در تمام روزهایی که آنجا بود، هیچ اطلاعاتی به نظامی های انجا نداد و به این مسئله افتخار می کرد.
سرانجام خان و سه جاسوس دیگر را به اردوگاه کار اجباری داشا فرستادند. او در 13 سپتامبر 1944، کمتر از یک سال قبل از پایان جنگ کشته شد. آخرین حرفش قبل از تیرباران «آزادی» بود.
 

-نَــواژ

مترجم رمان
مترجم رمان
مورخ
هنرمند
Aug 14, 2025
323
نور عنایت خان، پرنسسی بود که زندگی‌اش به مسیری غیرمنتظره کشیده شد و در نهایت، به عنوان یک جاسوس در نبرد علیه نازی‌ها جان باخت.
او در سال ۱۹۱۴ در مسکو متولد شد. مادری آمریکایی و پدری اشرافی هندی داشت که همین او را به یک پرنسس تبدیل می‌کرد. نور و خانواده‌اش خیلی زود به لندن و سپس پاریس مهاجرت کردند، جایی که او به تحصیل پرداخت. پس از اتمام درس، شروع به نوشتن داستان‌های کودکان کرد و شاید قرار بود زندگی آرام یک نویسنده را پیش بگیرد. اما سرنوشت او چیز دیگری بود.
با شروع جنگ جهانی دوم در اروپا، زندگی نور عنایت خان تغییر بزرگی کرد. در سال ۱۹۴۰، فرانسه به دست نیروهای آلمان افتاد. نور با خانواده‌اش به لندن گریخت. زندگی‌اش برای همیشه دگرگون شد. او زنی آرام بود و پدرش، که یک معلم مشهور صوفی بود، او را با روحیه‌ای صلح‌طلب بزرگ کرده بود. نور به جنگ اعتقادی نداشت، اما تصمیم گرفت که باید در برابر نازی‌ها بایستد. همان سال به نیروی کمکی هوایی زنان پیوست و در سال ۱۹۴۲، برای فعالیت به عنوان یک جاسوس و اپراتور رادیو استخدام شد.
با اینکه برخی از مربیان جاسوسی‌اش درباره توانایی نور برای این کار مطمئن نبودند، اما یک مأموریت بسیار خطرناک به او محول شد. او با هواپیما به فرانسه پرواز کرد و با چتر نجات به پاریس فرود آمد تا به شبکه مقاومت بپیوندد. نام رمز او "مادلین" بود. مأموریتش آنقدر خطرناک بود که مربیانش انتظار نداشتند او بیش از شش هفته زنده بماند. یکی یکی دیگر جاسوسان تیمش دستگیر شدند. مافوق‌هایش به او گفتند که به انگلستان برگردد، اما نور نپذیرفت. او به مأموریت خود، یعنی ارسال پیام به لندن، ادامه داد و در عین حال تمام تلاشش را برای فرار از دست پلیس مخفی آلمان به کار گرفت.
نور سرانجام توسط یک جاسوس فرانسوی دیگر لو رفت و دستگیر شد. بدتر از آن، پلیس مخفی کپی‌هایی از سیگنال‌های رادیویی محرمانه او را پیدا کرد و توانست نیروهای متفقین را فریب دهد تا جاسوسان جدیدی را به دام آن‌ها بفرستند.
نور خان اما تسلیم نشد و منتظر پایان جنگ نماند. او از زندان فرار کرد، اما دوباره دستگیر شد. به مدت ده ماه با حبس انفرادی و شکنجه مجازات شد. افتخار اینجاست که در تمام این مدت، هیچ اطلاعاتی را به بازجویانش فاش نکرد.
سرانجام، نور خان و سه مأمور دیگر به اردوگاه کار اجباری داخائو فرستاده شدند. او در ۱۳ سپتامبر ۱۹۴۴، کمتر از یک سال قبل از پایان جنگ، در آنجا کشته شد. آخرین کلمه‌اش پیش از شلیک، "آزادی" بود.
 

چه کسانی از این موضوع بازدید کرده‌اند (در مجموع: 9) در 1000000 ساعت گذشته. «جزئیات دقیق بازدیدها»

Who is viewing this thread (Total: 1, Members: 0, Guests: 1)

Who has watch this thread (Total: 0) «جزئیات دقیق بازدیدها»

موضوعات مشابه

  • قفل شده
  • چسبان
پاسخ‌ها
0
بازدیدها
258
بالا