معرفی کتاب:
چراغها را من خاموش میکنم
نویسنده:
زویا پیرزاد
سال انتشار: ۱۳۸۰
جوایز: برنده جایزه بهترین رمان سال بنیاد گلشیری و دیگر جوایز ادبی معتبر
موضوع: زندگی روزمره، زن، خانواده، انتخاب، عشق خاموش
خلاصه داستان:
«چراغها را من خاموش میکنم» داستان زنی به نام
کلاریس آیوازیان است؛ زن ارمنیخانهداری که در دههٔ ۱۳۴۰ در شهر
آبادان زندگی میکند. شوهرش در شرکت نفت کار میکند، سه فرزند دارد و زندگیاش از نظر ظاهری آرام، اما تکراری و بیهیجان است.
همه چیز با آمدن همسایهٔ جدید به خانهٔ روبهرو (آقای وارطان و پسرش امیر) تغییر میکند. کمکم احساسی جدید در دل کلاریس شکل میگیرد؛ احساسی که نه لزوماً عاشقانهست، نه شهوانی – بلکه عطشِ درک شدن، دیدن، و دیده شدن.
ویژگیهای مهم کتاب:
نثری
ساده، روان و دقیق
روایتِ
درونی و صمیمی از ذهن و دل یک زن
پر از جزئیات ظریف درباره خانهداری، مادر بودن، زن بودن در جامعهای مردسالار
هیچ هیاهویی ندارد، اما با یک ظرافت زنانه، سنگینترین دغدغهها را به تصویر میکشد
چرا این کتاب تأثیرگذاره؟
چون بدون شعار دادن، زندگی زنانه را همانطور که هست نشان میدهد. نه اغراق میکند، نه قهرمانسازی. کلاریس شبیه خیلی از ماهاست: خسته، پرحوصله، بیحوصله، عاشق، بیقرار، بیصدا...
یک جمله از کتاب:
«هر شب چراغها را من خاموش میکنم... و تا صبح، همهچیز را بهخاطر میآورم.»