پناه
ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتابباز
- Dec 28, 2024
- 2,927
میدونی دوست دارم حس کنه توی داستانمه
قسمت های آخر دلنوشتم خیلی پیچ در پیچه
آره بعضی اوقات اینطورم نمیتونم چی بنویسم
سلام عزیزم.
جوابات خیلی قشنگ هستن. اینکه میگی دوست داری خواننده حس کنه که توی داستانته، یعنی داری به تاثیر نوشتت فکر میکنی و این نشونه یه نویسنده واقعیه چون نویسنده فقط نمینویسه یه تجربه احساسی رو میخواد به خواننده منتقل کنه.
برای اینکه به این هدفت برسی باید تمرین داشته باشی و برای اینکه خواننده حس کنه که توی داستانه باید بتونی با حسهای خودش درگیرش کنی، یعنی بهش نشون بدی چی میبینه، چی میشنوه، چی لمس میکنه و هوا چطوریه.
مثلاً به جای اینکه بنویسی:
- خیلی ناراحت بودم.
اینجوری بنویس:
- گلوم گرفته بود و صدای خودم رو نمیشنیدم.
اینجوری خواننده حس تو رو تجربه میکنه و باهاش درگیر میشه.
و اونجایی که میگی قسمتهای آخر دل نوشتم پیچ در پیچه، باید بدونی که این کاملاً طبیعیه. همه نویسندهها با این چالش یه زمانی روبرو بودن. گاهی احساسات انقدر زیاد میشن که از ذهنت جلوتر میره و نمیدونی که کدومش رو باید بنویسی اون موقع لازم نیست همه چیز رو منظم کنی فقط بنویس. حتی اگه جملههات نصف نیمه هستن، بعداً میتونی ویرایششون کنی.
حالا یه تمرین ساده انجام بده.
یه پارت از نوشتهات رو انتخاب کن و بیا از اول بنویسش اما این بار با تصویرسازی حواس پنجگانهای که بتونه مخاطب رو درگیر کنه و نوشتههات رو ملموس جلوه بده.
مثلاً بنویس چی دیدی، چه صدایی شنیدی؟ بوی خاصی حس کردی؟بدن خودت چه حسی داشت توی اون لحظه؟ و هوا چطور بود؟
با همین تمرین آروم آروم یاد میگیری چطور احساساتت رو به تصویر تبدیل کنی. پیچ در پیچ بودن و یا حس سردرگمی داشتن یه بخشی از رشد کردن توی نویسندگیه. تو باید کم کم و با تمرین بتونی حسهایی رو که داری به شکل نوشتههای قوی در بیاری.
منتظر تمرینت هستم. 🌹
آخرین ویرایش: