متفرقه [ رادیو چهرازی ]

دلارام

آوا پرداز
آوا پرداز
هنرمند
Aug 2, 2024
2,301
پاییز که می‌شه ما بی‌اختیار می‌ریم اتاقِ جمشید. پاییز یه‌هو می‌آد، توو یه‌روز، مثل بهار و بقیه. صپ زود بیدار می‌شی می‌بینی حیاط شده طوفان رنگ و رنگ که برپا در دیده می‌کند. ما هم مثل عوام‌الناس، مثل سیاوش قمیشی و کریستی برگ عقیده داریم پاییز دل‌گیره. شباش صدای بوف می‌آد. به جمشید می‌گیم: سر معرکه مهمون نمی‌خوای دل‌مون گرفته؟ می‌گه: بابا کجاش دل‌گیره؟ نگا نارنگیا رُ ، نگا نارنجیا رُ ، به‌زبانِ حال با انسان سخن می‌گه. خرمالو رُ ببین. می‌گم: جمشید نارنجی چیه؟ مهر، آبان، وای از آذر؛ چه‌جوری بگذرونیم امسالُ ؟ تولد جمشید آبانه.
 

دلارام

آوا پرداز
آوا پرداز
هنرمند
Aug 2, 2024
2,301

ما بلد نبودیم نگهت داریم ولی خودتم نخواستی بمونیا!​

 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
پشتیبان نویسندگی
ناظر همراه
طراح جلد
منتقد کیفی
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Dec 28, 2024
2,927
متن قسمت هجدهم رادیو چهرازی با عنوان خداحافظ دلبر
بسم الله رحمان رحیم
{برنامه های ما الان فرود تدریجی میشه ، این برنامه : در رد نظریه وِسترن مدیسن یا خداحافظ دلبر}
_[ آقای دکتر لطفا به بهداری آسایشگاه ، آقای دکتر لطفا به بهداری آسایشگاه / بلا بلا بلا بلا بلا ، واسه تو میخرم طلا ملا ، بلا بلا بلا بلا بلا ، واسه تو میخرم طلا ملا ]
–چی شدی ؟
_هــ ، همه میدونن ما خیلی ساله تو آسایشگاهیم جمشید ! ما قبل همه اومدیم ، واسه خودمون پخی بودیم ! یعنی فارسیمون خوب بود یه دستی هم تو ریاضی داشتیم ! تقلید صدا ، گروه سرود ، مسابقات خط ، نقاشی ، همه چی اول میشدیم ! راه میرفتیم گردن افراشته اینور حیاط به اونور ! تو بگی اگه اینقده محل به دنیا میزاشتیم ! یادته … ؟ یادت رفته از بس دیگه نبودیم !
–کمی یادمه ! چته ؟ چرا آوردنت بهداری ؟ لابد باز رفتی پیش اون دکتر فوفوله بت انژکسیون داده آره ؟
_جوان اول آسایشگاه بودیم ، تا دلبر اومد !
گفتیم خوب منطقیه دیگه ، یه خانمی با این کمالات ، بافتنی ، لاک قرمز ، خوشگل عینِ ماه ! مام که اونجور باید عاشقششیم دیگه !
اومد قبل اینکه سلام کنه گفتیم : شمایلت چه نیکوست ! خندید گفت : مال شما بهتره ! رفت.
هفته بعد باز دیدیمش گفتیم اسمت چی بود ؟
گفت : دلبر که جان فرسود از او !
گفتیم مگه تو هم بلدی ؟ گفت : اسممه ! رفت.
عین رفتن جان از بدن ، دیدم که جانم میرود !
–غذا چی خوردی ؟ قبل ناهارم خوردی ؟ آخ آخ قرصه ؟ ناهار چی داشتین ؟ بزن بالا !
_از فردا دیگه نشد از یادش منفک بشیم !
هی نگاش کردیم ، نشستیم رو به روش ، هی از دور پاییدیم ، واسش زیر لبی دو بیتی گفتیم ، رفتُ اومد کردیم !
طنز پارسی انداختیم در جلوت و خلوت ، راه رفتیم روی ریل ، نی لبک مهره های پشت ، كودكان توامان آغوش خویش وقتی کسی حواسش نبود !
تو گرما ، سرما ، شبانُ روزا ، پشت خط موزاییکا ، جلو شمشادا ، وایساده خوابیدنا ، نیمه شبا !
قمر ها ، عقرب ها ، دو سیگار یه کبریتا !
تورم خیلی اسیر کردیم ، باس ببخشی ! اما نحسی افتاده بود هر چی آب میجستیم تشنگی گیرمون میومد ! واسه چی ؟ تو فهمیدی ؟
–والا منم نفهمیدم ! اینا داروهاته ؟ که فوفوله داده بهت ؟ بابا نخور این شیمیایی رو !
صب پا میشی قرص ، ظهر قرص ، شب شربت ! اصن تو میدونی اینا چیه هی میندازی بالا ؟
_آخر یه روز رفتیم دمش بهش گفتیم ببخشید ; چته ؟
گفت : هان ؟ چه طوری ؟ چی ؟ با منی ؟
گفتیم : بابا صاحب حُسن در وفا کوش ! خودتو نگیر ! ما خیلی ساله اینجاییم ، تو که اولی نیستی ! ولی ارزش نداره !
نرفت تو خرجش ، هی اونورُ نگا میکرد ، فک کردیم نکنه دمبال دوماد مو فرفری ـه است !!
نکنه موی ما حالا مُد نیس ، نکنه ظهر پیاز زیاد خوردیم ، نکنه اون بیت آخریه زیادی بوده ، نکنه میخواد قیمتُ زیاد کنه !
نکنه دیوونه اس ؟! نکنه یه چیزایی هس ما نمیدونیم ؟
یادته اون روز تو راه رو زدی تو گوشم جمشید ؟ گفتی بیدار شو از خواب آدم ساده ، خبری نیس !
شبش رفتیم تو اتاق کردیمش تو قاب گذاشتیم بالای طاقچه !
–ببین اینا که خاکه . خاک سفید ! فشار میدن گِردش میکنن میگن داروست ! ولی کلکه ! اینا حال هیچکیو خوب نمیکنه ! بزار حالا من یه تجویزی برات بکنم پشیمون نمیشی !
ببین میدونی تو این قوطی چیه ؟ هومئوپاتی ! بگو …
_حمیرا …
حبیب بالاخره ما یه رفیق بیشتر نداریم که … باس گوش میکردیم دیگه ! سختم بودا ولی کردیم ، دیگه بوسیدیم گذاشتیم کنار ! کنار که نه ، رو طاقچه !
اما خب نمیشد دیگه ، هی می دیدیمش ! یه وجب آسایشگاه ـس ! یا خبرشُ می شنیدیم درُ بی در ، هی هوایی میشُدیم !
جمشید از روت خجالت میکشم . قولمُ شکستم ! روم نشد بت بگم ، ده بار رفتم نگاش کردم . تازه اینکه چیزی نیس ، حرفم باهاش زدم !
جریحه دار جوابمو نداد . دیگه نگفتم بت اینا رو !
–ببین اینا با دست درست شده . ترکیب چیه ؟ مثِ وسترن مدیسن ناشناخته نیس ، روشنه !
پرسیاوشان ، شاه تره با برگ مو ، جوز هندی ، جعفر جوزانی ، اسپازم ، زرد کوه ، تب سرد ، سگ زرد ، پدر سگ ، من حیث المجموع !
ابن سینا ، زامیاد ، زانیار ، زانیار ، زانیار … سر بازی سر بازی (ستوانی) سر سربازی را شکست !
اینا رو با دست قل قلی میکنی میشه هومئوپاتی … بنداز بالا فورا شفا میگیری !
ببین حبیب دلبر چرا نیومده بالا سرت ؟ میخوای صداش کنم ؟
_دلم درد نگفته جمشید . نگران شدم چرا درد نگرفته !
بت قول داده بودم درست اما نمیتونم ازش جدا شم ! یا هی از دور نگا کنم می با دیگران خورده استُ با ما سر گران دارد !
–_اگه برم تو که دیگه نمیتونم بیام بیرون .
یعنی میخوام بگم من هوادار زیاد دارما ! چشم روشنی چی میدی ؟ یه اسب با گشواره !
اگه پرسیدن کجاس چی جواب میدی ؟ فقط من ؟ یا یکی دیگه هم هس ؟ قول ؟ منم به کسی نمیگم ! اول با پا برم ؟ من اولین بارمه ها فک نکنی من از اوناشم ! از اولشم میدونستم هیچی تو دلت نیس ! حوصلم سر نره ! میخوای کاموا ببرم ؟
نیگا بیرون برفه ، میرم ، درست تو یه شب برفی ! برف نو ! آرومه ! شاده !
رفتن بهتره . همه آلودگیست این ایام !
_خوردمش ، امروز .
گفتم بیام بهداری نشون بدم ! تو دلم باشه خیالم راحته ! دلبروُ !
خیالت جم درد نمیکنه !
فقط دیگه نمیشه دیدش !
آخه دانی که چیست دولت ؟ دیدار یار دیدن !
ولی ندیدن بهتر از نبودنش !
سیگار داری ؟
 

چه کسانی از این موضوع بازدید کرده‌اند (در مجموع: 12) در 1000000 ساعت گذشته. «جزئیات دقیق بازدیدها»

Who is viewing this thread (Total: 1, Members: 0, Guests: 1)

Who has watch this thread (Total: 0) «جزئیات دقیق بازدیدها»

بالا