عنوان: باران عشق و غرور
نویسنده: زینب. قاف
ژانر: عاشقانه، پلیسی، جنایی
خلاصه:
باران تمجید، دختر 22 ساله ای که غرورش زبونزد خاص و عامه و لقب بیاحساس شهر رو گرفته، درگیر دو مرد عجیب و مرموز میشه.
ماهان شریفی، قاچاقچی حرفهای که با ادعای عاشقی سر راه باران سبز میشه در صورتی که وعده باران رو به شیخ عجم عرب داده و آریا مجد، سرگرد تیزبین و شکاک پرونده که یک ساله دنبال ردی از ماهان شریفیه و فکر میکنه باران تو همهی حقههای شریفی دست داره... .
ولی... باران که اتفاقی پاش تو تلهی این دو مرد گیر کرده، دختری نیست که در برابر این دو مرد تسلیم بشه، تصمیم میگیره به روش خودش از هردوشون انتقام بگیره.
اما این قرعه به نفع کدومشون تموم میشه؟ باران تمجید؟ سرگرد آریا مجد یا ماهان شریفی؟
مقدمه:
هوا که بارانی میشود، دست دلم را میگیرم و راه میفتم در خیابانهایی که خاطراتت دارند خیس میخورند. همان دیروزهای مشترکی که در همین خیابانها و پیادهروها جا گذاشتیمشان.
راستش... گاهی دلم برای خاطرههایمان سخت تنگ میشود. این روزها هر شعر عاشقانهای که میخوانم تعبیرش (تو) میشوی و دلم میخواهد اینجا باشی تا با صدایی پر از احساس برایت بخوانمش و تو... لبخند بزنی.
من هنوز هم عاشقم عاشقی که زمانی در غرورش غرق بود ولی اکنون... .
*ناشناس*