چالش عکس و کپشن (رنگ سبز)

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
ارشد بخش
مشاور
ناظر
منتقد
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Top Poster Of Month
Dec 28, 2024
2,655
سلام به شما دوستان چری‌بوکی و علاقه‌مند به هنر.
در خدمتتون هستیم با یه چالش جذاب و دیدنی.
🎉چالش عکس و کپشن: رنگ‌ها به روایت شما!

آماده‌اید که خلاقیت و چشم‌انداز هنری خودتون رو به نمایش بذارید؟
ما یک چالش هیجان‌انگیز هر دو هفته یک بار برای شما داریم! هدف اینه که با یک رنگ خاص دنیای اطراف‌تون رو ببینید، خلق کنید و با دیگران به اشتراک بذارید.

چطور شرکت کنید؟
1️⃣ یک عکس، نقاشی، طراحی دیجیتال یا هر چیزی که در اون رنگ انتخاب‌شده نقش اصلی و غالب رو داشته باشه، انتخاب کنید. ( می‌تونه اثر خلاقانه‌‌ی خودتون هم باشه)
2️⃣ برای اثر یک کپشن جذاب و مرتبط بنویسید؛ چیزی که حس و حال رنگ رو منتقل کنه و اثر شما رو زنده کنه.
3️⃣ اثر و کپشن خودتون رو همینجا برای ما ارسال کنید.

نکته: تاپیک این دوره تا ۱۵ روز باز هست و می‌تونید ارسال داشته باشید. بعد از تمام شدن فرصت، تاپیک بسته خواهد شد.
سورپرایز ویژه، به تمامی کسانی که در این چالش شرکت کنن، در پایان دوره
۲۰۰ پسند تعلق می‌گیره.

این فرصت شماست تا خلاقیت‌تون رو نشان بدید و چشم‌انداز جدیدی از رنگ‌ها بسازید
و با دیگر هنرمندان و علاقه‌مندان به هنر و عکاسی ارتباط برقرار کنید.


رنگ دومین دوره: سبز 💚
شروع چالش از همین امروز! آماده باشید تا با الهام از سبز، جهان رو رنگی کنید
با ما همراه باشید و ببینید که هر رنگ چه داستانی می‌تونه بسازه…

«منتظر حضور گرم‌تون هستیم»​
 
آخرین ویرایش:

مژگانمـ

سرپرست اجرایی کتاب + مدیر تالار رمان
پرسنل مدیریت
ارشد بخش
مدیر تالار
ناظر
طراح
منتقد
مترجم
کتابخوان
کاربر VIP
نویسنده فعال
هنرمند
Mar 9, 2023
1,552
8707dc4956663cfb7e010af3f0f98825.jpg
از دل تاریکی، نوری جوانه زد...
میان سنگ‌ها، میان سردی و سکوت، کسی تصمیم گرفت بروید.
نه خاک حاصلخیز بود، نه نسیم ملایم، اما امید بود…
دانه‌ای کوچک، در دل سیاهی، رؤیای سبز شدن داشت.
و همین کافی بود تا تمام نبودن‌ها را نادیده بگیرد.
هر برگش فریادی‌ست از جان، که می‌گوید:
ـ می‌شود، اگر بخواهی.
گاهی زندگی همین است؛ رشد کردن در جایی که هیچ‌کس انتظار ندارد.
در سخت‌ترین زمین‌ها، ریشه زدن…
و به جای شکایت از تاریکی، سبز شدن.
زیرا حتی در دل سنگ هم، می‌شود زندگی را معنا کرد. 🌱✨
 

مهرسا

کتابخوان
کتابخوان
Sep 19, 2025
137
c0cef13e4efbcafe6543c9bd492eae65.jpg
مشاهده فایل‌پیوست Raphael Novarina 11.mp3
هر یک از دنیایی جدا آمده بودیم؛
من در مدرنیت غرق بودم، و تو در کهنه‌سالاری ریشه دوانده بودی.
با این‌همه، آنچه میان این فاصله‌ی پررنگ، ما را به هم پیوند می‌داد، عشقی بود عمیق و بی‌توصیف.
رابطه‌ای که هیچ‌کس نتوانست آن را بفهمد، جز من که در کنار تو، آن را زیسته‌ام؛ در اعماق رویاهای سبز که نماد بین ما بود .
 

پناه

ارشد پورتال اندیشه و پورتال سرگرمی
پرسنل مدیریت
ارشد بخش
مشاور
ناظر
منتقد
ویراستار
کتابخوان
مورخ
کتاب‌باز
Top Poster Of Month
Dec 28, 2024
2,655
IMG_۲۰۲۵۱۱۰۳_۰۹۲۹۵۷.jpg

گاهی باید در دل تاریکی فرو رفت. در آن سکوتی که حتی صدای خودت را هم نمی‌شنوی.
در آنجایی که پیله‌ها نه زندان هستند و نه پناه، فقط جایی هستند برای یاد گرفتن صبر، درد و زنده ماندن.
من در دل تمام سختی‌هایم ماندم و گریستم. بارها شکستم و دوباره از تکه‌های خودم شروع کردم.
پیله‌ام از اشک ساخته شد، اما با هر قطره، بذر پرواز در من کاشته شد.
و حالا که بال‌هایم جوانه زده‌اند، می‌دانم زیبایی هدیه آسانی نیست، هدیه رنج‌هایست که بی‌صدا ساخته شد.
من از دل زخم‌ها گذشتم تا به رنگ سبز امید برسم. تا یاد بگیرم گاهی باید بسوزی تا به پرواز درآیی و از خاکستر خویش دوباره متولد شوی.
من همان پیله‌ی خسته‌ام که در سکوت، به پروازی زیبا مبدل شد.
 

-نَــواژ

مترجم
مترجم
مورخ
هنرمند
Aug 14, 2025
325
2d3cdc1ed5769bbe88550c8f8e4c5678.jpg
سبز بود، همان‌طور که قول‌هایش سبز بودند؛ تازه، زنده و بی‌انتها...
اما هر وعده‌ای مثل برگ در پاییز وعده‌ی خودش را فراموش می‌کند.
فقط رنگش مانده روی خاطره‌ها، مثل آخرین سلام او که هنوز نمی‌خواهد پژمرده شود.
 

سایه مولوی

نویسنده رسمی
نویسنده رسمی
هنرمند
Nov 6, 2024
254
1jhs5bpl.jpeg

ادعای رفاقت داشت؛ می‌گفت می‌ماند در کنارم تا انتهای این راه، اما کمی که سخت شد، کمی که راه ناهموار شد دستانش را از دستانم جدا کرد و رفت و من ماندم و مسیری که همسفرم را از من گرفته بود...
 
بالا