اشعار عبدالجبار کاکایی

  1. پناه

    گنجینه اشعار و ترانه‌های عبدالجبار کاکایی

    حاجت به اشارات و زبان نیست، مترسک پیداست که در جسم تو جان نیست، مترسک با باد به رقص آمده پیراهنت اما در عمق وجودت هیجان نیست، مترسک شب پای زمینی و زمین سفرهٔ خالی ست این بی هنری، نام و نشان نیست، مترسک تا صبح در این مزرعه تاراج ملخ بود چشمان تو حتی نگران نیست، مترسک پیش از تو و بعد از تو زمان...
بالا