اشعار مرتضی خدایگان

  1. پناه

    گنجینه اشعار مرتضی خدایگان

    من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می‌کند بدجور ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد می‌کند بدجور من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد می‌کند بدجور جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو می‌بازیم پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد می‌کند بد جور مثل...
بالا